دسته بندی

جنگ چهره زنانه ندارد

جنگ چهره زنانه ندارد

کتاب از زنان میگوید از زنان شجاع میگوید از زنان رفته در خط مقدم می‌گوید ، تفنگ به دست و جانشان در دستشان می‌گوید
کتاب نقش زنان روس را در جنگ جهانی دوم می‌گوید که چگونه کم نیاوردند که چه دردها و محنت و رنج ها را به جان خریدند که آرمان های کشورشان را حفظ کنند
نویسنده برای نوشتن این کتاب با بسیاری از زنان آن زمان که جان سالم به در برده اند و روزگاری سمتی کاری و فعالیتی را در جنگ داشتند مصاحبه می‌کند و مینویسد از همه چیز می‌نویسد از تاریک ترین لحظاتشان نیز مینویسد
کتاب تماما مستند و چیزی خلاف واقعیات در آن جای ندارد
کتاب را بخوانید که نقش واقعی زنان در جنگ بدانید و بفهمید و لمس کنید
 
قسمت هایی از کتاب
به خاطر زندگی جونشون رو از دست می‌دادن، در حالی که هنوز نمیدونستن زندگی یعنی چی. درباره همه چی فقط تو کتابا خونده بودن.
 
بعد از جنگ، تا مدت‌‌ها می‌ترسیدم بچه‌ دار شم. وقتی بعد از هفت سال بچه‌دار شدم، تازه آروم شدم. اما تا به امروز نمی‌ تونم هیچی رو ببخشم. و نمی‌بخشم. من وقتی اسرای آلمانی رو می‌دیدم، خوشحال می‌شدم. خوشحال می‌شدم از این‌ که اونا رو تو این وضعیت می‌دیدم؛ هم سرشون توی کیسه بود و هم پاهاشون. اونا رو از خیابونای روستا عبور می‌دادن، التماس می‌کردن؛ «مادر، نون بدید… نون…». تعجب می‌کردم از این‌ که روستایی‌ها از خونه‌هاشون بیرون می‌اومدن، یکی بهشون نون می‌داد، یکی یه تیکه سیب‌ زمینی. پسر بچه‌ها پشت‌ سر اسرا می‌دویدن و به طرف‌ شون سنگ پرتاب می‌کردن…
 
خدا آدم رو نیافرید تا بره تیراندازی کنه، خدا انسان رو برای عشق و عشق ورزیدن آفرید. تو چی فکر می‌کنی؟