دسته بندی

فلسفه ترس

فلسفه ترس

اسم ترس و صفت ترس و فعل های مشتقات شده از ترس که می‌آید همه ما ناخودآگاه هوشیار میشویم و حواسمان شش دانگ جمع میشود
براستی ترس چیست و کاربرد و معایب و مزایایش چیست ، اصلا از چه لحاظ ها و شاخه و گرایش‌هایی میتوان آن را توصیف کرد ، جامعه و یا خود فرد چقدر در ایجادو افزایش ترس و یا کنترل و کاهش ترس می‌توانند نقش داشته باشند
رابطه بین ترس و هیجانات منفی و مثبت در انسان چیست و چگونه ایجاد میشود
 رابطه بین ترس و مکاتب سیاسی در چیست
و بسیاری از سوالات و شاخه های ترس را می‌توان در این کتاب جستجو کرد و خواند
 
قسمت هایی از کتاب 
شاید سخنی که بیش از همه درباره ترس نقل می شود سخنی است از “فرانکلین دی روزولت” در سخنرانی اش در سال 1933، زمانی که «رکود بزرگ» در اوج خودش بود. روزولت گفت:«تنها چیزی که باید از آن بترسیم خود ترس است.» این پیامی واقعی بود، چرا که ملت در آن دوره در بحرانی آشکارا بی انتها به سرمی برد. البته سخن روزولت سخن بدیعی نبود، اما به هر حال نکته ی او نکته ی خوب و مفیدی بود. ما باید از خود ترس بترسیم چون ترس بسیاری از چیزهای واقعا مهم در زندگی ما را از میان می برد.
 
وقتی اعتماد عمومی کاهش پیدا می‌کند، این کاهش تأثیری متلاشی‌کننده بر روابط اجتماعی می‌گذارد، اگرچه ترس به سهم خود می‌تواند تأثیری یکپارچه‌کننده هم داشته باشد. این نقش یکپارچه‌کننده ترس در شماری از فلسفه‌های سیاسی اهمیت بسیار دارد، خصوصا در فلسفه سیاسی ماکیاولی و هابز.