معرفی رمان سرخ و سیاه

بوک شهر

1403/1/10

3 بازدید

456423634

سرخ و سیاه

1830 ¡ دو جلد ¡ فرانسه

استاندال (۱۷۸۳-۱۸۴۲)

سرخ و سیاه روایتی است از زندگی جوانی شهرستانی، از طبقه‌ی کارگر، در دوره‌ی احیای سلطنت بوربن‌ها در فرانسه پس از سال‌های متلاطم انقلاب فرانسه و حکومت ناپلئون بناپارت. ژولین سورل تیزهوش و بلندپرواز است و خوب می‌داند که برای پیشرفت و ترقی یا باید یونیفرم سرخِ نظامی به تن کند یا ردای سیاه کشیش‌ها را بپوشد. می‌شود عنوان رمان را اشاره‌ای به همین دوراهی تفسیر کرد اما خودِ استاندال هیچ‌وقت نگفت که عنوان خوش آوا و بسیار نمادینِ کتابش دقیقاً چه معنایی دارد.

ژولین پیش از آن که سراغِ کشیشی برود- انتخابی که البته در نهایت از آن دست می‌کشد- از هوش و آشنایی‌اش با زبان لاتین استفاده مي‌كند و معلم خصوصیِ فرزندان مادام دو رنال می‌شود و روابط اجتماعی‌اش را گسترش می‌دهد. آشنایی او با مادام دو رنالِ دلربا دستاویزی می‌شود برای شرح ماجراهای عاشقانه‌اش. ژولین که در پی پیشرفت و ترقی است به پاریس می‌رود و آنجا منشی اختصاصی خانواده‌ی متمولِ مارکی دولامول مي‌شود. میان دسیسه‌ها، روابط نامشروع، دوئل‌ها، دغل‌كاري‌ها و اوهامِ رایجِ پاریس، ژولین که خواننده‌ی پروپاقرصِ تاریخ است، می‌خواهد در فضای سیاسیِ مرتجعانه‌ی فرانسه‌ی اوایل قرن نوزدهم، سرنوشتی درخشان برای خود رقم بزند.

سرخ و سیاه، ضمن بازگویی طنازانه و کنایه‌آمیز اما همدلانه‌ی قصه‌ی ژولین و شرح افکار او، درباره‌ی سرشت و طبیعت داستان هم حرف مي‌زند: «رمان به آینه‌ای کنار جاده می‌ماند. گاهی آبی لاجوردیِ آسمان را نشانت می‌دهد و گاهی هم کثافتِ لجنزارهای سرِ راه را.» استاندال، با گفتن قصه‌ی ژولین، هم مسیر موفقیت را به تصویر می‌کشد و هم کاستی‌های اجتماعی و روانی‌ای را که می‌توانند سببِ شکست و ناکامی شوند. در شخصیت‌پردازی‌ها و فضای روانیِ دلبستگی‌های رمانتیکِ این رمان، ردی از زندگی خود استاندال را هم می‌بینیم؛ ویژگی‌ای که در دیگر آثار او هم نمایان است.

شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید