
ناطور دشت
۱۹۵۱ ¡ ایالات متحده
جِی.دی. سلینجر (۱۹۱۹- 2010)
ناطور دشت تنها زمان بزرگ سلینجر است؛ رمانی که به محضِ انتشار، پرفروش شد و گذر زمان هم از محبوبیتش نکاست. تاکنون بیش از ۶۵ میلیون نسخه از این کتاب فروش رفته و به سی زبان هم ترجمه شده است. جالب این که گرچه عموماً خوانندگان نوجوان و جواناند که شیفتهی ناطور دشت میشوند، سلینجر آن را برای بزرگسالان نوشته بود. این وضعیت اساساً محصولگیراییِ کاریزماتیکِ شخصیت هولدن کالفیلد، راوی کم سن و سال قصه، است. قصه جایی شروع میشود که به این پسر شانزده سالهی آشفتهحال و پریشان گفتهاند میخواهند او را از مدرسهی شبانهروزیاش اخراج کنند. هولدن هم تصمیم میگیرد شبانه مدرسه را ترک کند تا پیش از بازگشت به خانه و مواجهه با پدر و مادرش، آخر هفته را در نیویورک بگذراند.
مابقی قصه شرحِ پرسههای بیهدف هولدن در هتلهای ارزان و بارهای دلگیر است. او الکل مینوشد، سیگار پشتِ سیگار دود میکند و با هر کسی که سر راهش باشد هم کلام میشود گرچه خیلی از حرفهایش خیالباقياند و خودش هم به خودش میبالد که «من معرکهترین دروغگوی دنیام.» کمکم روشن ميشود حس میکند پیوند و علقهای با جهان پیرامونش ندارد: دنیای بزرگسالان اطراف هولدن دنیایی پر از «شیاد» به نظر میرسد.
منتقدان در متن ناطور دشت دنبال تناظرهایی با زندگی خود سلینجر گشتهاند. شاید تناظرهای اندکی وجود داشته باشند اما سرچشمهی اصلی لحنِ دلزدهی سلینجر احتمالاً تجربهی جنگ جهانی دوم بود. سلینجر اولین بار در سال ۱۹۴۱ دربارهی هولدن کالفیلد نوشت و در دورهی جنگ، به مرور، چیزهایی به قصهاش افزود. وقتی در جریان عملیاتِ پیادهسازی نیروهای متفقین در نُرماندی به فرانسه اعزام شد، پیشنویس زمان همراهش بود و به گفتهی شاهدان، یک بار وقتی یگانش آماج آتش سنگین دشمن بود، سلینجر زیر میزی پناه گرفته بود و تایپ ميكرد. اواخر جنگ، سلینجر به سببِ آسیبهای روانیِ ناشی از جنگ در بیمارستان بستری شد و قطعاً این تجربه هم بر نوشتنِ او تأثیر گذاشت. با این حال، در وصف نبوغ او همین بس که توانست راهی برای بازنماییِ ادبی افسردگیاش بیابد، آن هم نه در قالب خاطرهپردازیهای جنگی، بلکه در قالب روایتی طوفانی از زندگی نوجوانی که با جهان سرِ ناسازگاری دارد.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید