معرفی فلاسفه آلبرتوس ماگنوس

بوک شهر

1403/1/15

2 بازدید

5678489

آلبرتوس ماگنوس

حدود 1280- 1200 ميلادي ¡ آلماني

آلبرتوس ماگنوس (كبير) به دليل وسعت دانسته‌هايش به «استاد همه‌چيز» معروف است. او به دنبال تطبيق انديشه‌هاي ارسطو با تعاليم مسيحي بود و به عنوان معلمِ توماس آكويناسِ جوان، تأثير مهمي بر فلسفه گذاشت.

آلبرتوس در شهر لاوینگن در باواریا متولد شد. او بسیار با استعداد بود و بنابر گفته‌ها در هفت سالگی آن‌قدر خوب می‌خواند و می‌نوشت که در دانشگاه پادوا پذیرفته شد. وی در دهه‌ی سوم زندگی‌اش به فرقه‌ی نوپای دومینیکن پیوست و راهب شد. آلبرتوس تحصیلاتش را در بولونیا و آلمان ادامه داد و پس از پایان تحصیل، به تدریس الهیات و فلسفه روی آورد. او در دهه‌ی ۱۲۴۰ به پاریس رفت و در آن‌جا در مقام استاد دانشگاه با توماس آکویناس جوان ملاقات کرد.

همکاری با آکویناس

در سال ۱۲۴۸ مافوقان آلبرتوس او را به کالج دومینیکن جدیدی در کلن منتقل کردند و دانشجوی با استعدادش آکویناس نیز با او همراه شد. این دو دانشمند، شیفته‌ی آثار ارسطو بودند که به تازگی از روی نسخه‌های یونانی و عربی به لاتین ترجمه شده بود. این شیفتگی نقطه‌ی پیوندی میان آنان بود. آلبرتوس زندگی خود را صرف شرح اندیشه‌های این فیلسوف کلاسیک در پرتو تعالیم مسیحی کرد. با گذشت زمان، او درصدد نوشتن شرح‌هایی بر کل مجموعه آثار ارسطو برآمد و در این مسیر، تفاسیر و فرضیه‌های خود را نیز به شرح‌ها می‌افزود. این حاشیه‌نویسی‌ها علایق فکری او را شامل علوم طبیعی، نجوم، کانی‌شناسی موسیقی و همچنین متافیزیک و اخلاق نشان مي‌دهند.

آلبرتوس تا حدی از طریق شرح‌های ابن‌سینا و ابن‌رشد با فلسفه‌ی یونان آشنا شد. او ایده‌ی بسیار مهم کلیات افلاطونی (مُثُل) را از تفاسیر این دو نفر برگرفت. مُثُل افلاطون مفاهیم کلیِ پشت هر مقوله‌ی مجزا هستند. مثلاً مفهوم کلی «نشستن‌گاه» به هر یک از اشیای مجزا و متفاوتی که می‌توانیم روی آن بنشینیم، اطلاق می‌شود. او به پیروی از اندیشه‌ی ابن‌سینا و ابن‌رشد می‌گوید که کلیات افلاطونی سه صورت به خود می‌گیرند: «کلیات مقدم بر موجودات» به عنوان بخشی از خرد وحدانی که هر یک از مثال‌های مجزا را شکل می‌دهد؛ «کلیات درونِ موجودات»؛ و «کلیات پشت موجودات» که توسط خرد انسانی کشف می‌شوند و خرد با استفاده از استدلال و علم تجربی درصدد منترع کردن آنها از هرج و مرج امر خاص است.

وظایف روحانی و نوشته‌ها

در سال ۱۲۵۴ آلبرتوس به ارشدیت فرقه‌ي دومینیکن در استان خود رسید و بر فعالیت اعضای فرقه در سرتاسر استان نظارت می‌کرد. شش سال بعد، او اسقف رِگِنسبورگ آلمان شد و پس از سه سال به درخواست پاپ اوربان چهارم آن‌جا را برای ایراد خطابه در هشتمین دور جنگ‌های صلیبی ترک کرد. او نویسنده‌ای پرکار بود و در سال ۱۸۹۹ وقتی که مجموعه‌ی آثارش برای اولین بار در ۳۸ جلد به چاپ رسید، موضوعات آنها چنان گوناگون بود که از کانی‌شناسی تا طبیعت زنان را شامل می‌شد. او شش سال بعد از مرگ آکویناس، در سال ۱۲۸۰ درگذشت. تا آن زمان او و شاگرد عالی مقامش در تکلیف مشترک‌شان برای تطبیق فلسفه‌ی یونانی و تعالیم مسيحي، موفقیت عظیمی کسب کرده بودند.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید