معرفی رمان اولیس

بوک شهر

1403/1/11

14 بازدید

966

اولیس

1922 ¡ ایرلند

جیمز جویس (۱۸۸۲- 1941)

خیلی‌ها می‌گویند اولیسِ جیمز جویس کامل‌ترین نمودِ ژانر رمان است. این رمان، با به کارگیری نوآورانه‌ی زبان و انبوه سؤال‌ها و تلمیح‌هایش، هم رساله‌ای ادبی است و هم قصه‌ای گیرا. در آغاز، جویس می‌خواست اولیس را در قالب داستانی کوتاه به سبک داستان‌های مجموعه‌ی دوبلینی‌ها (۱۹۱۴) بنویسد اما بعد ایده‌ی دنبال کردنِ شخصیتی که در دوبلین پرسه می‌زند، شاخ و برگِ بیشتری گرفت. حاصلِ کارِ جویس کتابی شد که هم بازآفرینیِ آزمایشیِ تجربه‌های روزمره است و هم بازآفرینیِ تخیلیِ شهری که جویس، پیش از ترک ایرلند در سال ۱۹۰۴، می‌شناخت.

قصه‌ی اولیس در یک روز - ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴ - رخ می‌دهد و هجده «اپیزود» (تعبیری که جویس آن را بیشتر از «فصل» می‌پسندید) دارد. در اپیزود اول، استیوِن دِدالوس را می‌بینیم؟ خودِ دیگرِ جویس که پیش‌تر در چهره‌ی مرد هنرمند در جوانی (۱۹۱۶)، رمان جویس با مضمون سیر تحولِ شخصی، اجتماعی و هنری در ایرلندِ تحت سلطه‌ی امپراتوری بریتانیا و کلیسای کاتولیک، ظاهر شده است. در شروع اولیس، استیون معلم است و درگیر رقابتی شخصی و ادبی با دوستان و هم قطارانش. او زمانِ زیادی را به تأمل در مرگ مادرش و همچنین پیچیدگی‌های تاریخ و فرهنگ ایرلند می‌گذراند.

سبک جویس بازتاب افکار شخصیت‌هایش است و کار دشوار کشف و فهمِ منطق ذهنی آنها را به خواننده می‌سپارد. گاهی روایت به شکل «تک‌گویی درونی» در می‌آید. در اپیزودهای ابتدایی، جویس تصویری دقیق و واضح از افکار، خاطرات و احساسات استیون پیش چشم خواننده می‌گذارد. مثلاً وقتی استیون در ساحل سَندی ماونت قدم مي‌زند و به چیزهایی مثل طبیعت، هستی و ابدیت مي‌انديشد، راوی‌ای نیست که به ما بگوید میان آنچه در ذهن استیون می‌گذرد، چه چیزی خاطره است، چه چیزی واقعیت است، و چه چیزی فقط محصول بازیگوشی تخیلِ استیون.

کانون توجه اولیس شخصیت لئوپولد بلوم است؛ دوبلینیِ یهودی‌ای که جویس حین توصیف زندگی خصوصی، خاطرات و ادراکاتش، وجوه گوناگون سیاست هویت و فرهنگ عامیانه‌ی ایرلند را می‌کاود. اولیس یک روز از زندگی بلوم و پرسه‌اش در شهر را به تصویر مي‌كشد و به اين ترتيب، ما را به میانجی چشم و گوش و ذهنِ بلوم با شخصیت‌هایی متنوع و متعدد آشنا می‌کند. ما از همه‌ی افکارِ غربال نشده بلوم آگاهیم. هر چیزی که از ذهنش مي‌گذرد، به رمان هم راه می‌یابد.

پرسه‌های بلوم تناظرِ خاصی با ماجراهای اُدیسه‌ی هومر دارند. او، پس از شرکت در یک خاک‌سپاری، به دیدار آشنایی داروساز می‌رود، در میکده‌ی بارنی کِرنن لبی‌تر می‌کند، کمی در ساحل سندی ماونت می‌ایستد و خیال می‌بافد، با چند نفر دیگر ملاقات می‌کند، و بالاخره استیون ددالوس را می‌بیند و پدرانه دعوتش می‌کند تا شب را در خانه‌ی او بگذراند. شاید این رویدادها بی‌اهمیت به نظر برسند اما جویس هر اپیزود را به شکلی بدیع و نوآورانه، با لحنی بازیگوش یا چالش‌انگیز، روایت می‌کند. اپیزود «نره گاوهای خورشید» در بخش زایمانِ بیمارستانِ ‌هالس استریت با بن‌مایه‌ی باروری سر و کار دارد و در بخش‌هایی با سبک‌های متفاوت، زبان و لحن غالب دوره‌های مهمِ ادبیات انگلیسی را به تمسخر می‌گیرد. در اپیزود «سیرسه» كه شب هنگام در روسپي‌خانه می‌گذرد، هذیان‌ها و پریشان‌گویی‌های بلوم تصویری از امیالِ سرکوب شده و خیال‌پردازی‌های نهاني مي‌آفرينند.

سرانجام، روز با گفت‌وگوهای شوخ‌طبعانه و مردانه‌ی استیون و بلوم که عمدتاً به سیاست و تأملاتی در ادبیات و اقتدارِ پدرانه مربوط می‌شوند، به پایان می‌رسد. آنها از هم جدا می‌شوند و بعد، در آخرین برگ‌های کتاب، به یکی از مشهورترین اپیزودهایش می‌رسیم؛ جایی که جریان سیال ذهنِ مالی بلوم شور و قدرت و گستره‌ی خاطرات، احساسات و افکارش را نشان‌مان می‌دهد. سحر روز بعد، مالی که در بستر دراز کشیده و به خودش و جهان می‌اندیشد، رمان را از تاریک‌ترین لحظه‌هایش به بزرگداشتِ درخشان و شادی‌بخش تجربه‌ی روزمرگی، جسم انسانی، و امکانات زبانی می‌رساند و آخرین کلمه‌ی شعف‌انگيزش طنین‌انداز می‌شود: «بله.»

شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید