معرفی فلاسفه اپیکور

بوک شهر

1403/1/15

6 بازدید

4784346

اپيكور

حدود 341 ق‌م تا حدود 270 ق‌م ¡ يوناني

ماده‌گرايي آزادي‌خواهانه‌ي (ليبرال ماترياليسم) اپيكور خيلي اوقات به نمادي از لذت‌جويي افراطي سوءتعبير شده است، اين تعبير كاملاً برخلاف فلسفه‌اي است كه وي در مدرسه‌ي خود معروف به «باغ» ترويج مي‌كرد.

اپیکور در جزیره‌ی ساموس به دنیا آمد که پدر و مادرش ده سال پیش از تولد او در آن سکنا گزیده بودند. وی در جامعه‌ی آتنی‌های ساموس زیر نظر یک فیلسوف افلاطونی به نام پامفیلوس تحصیل کرد تا آن‌که در سن هجده سالگی برای انجام خدمت سربازی به آتن فراخوانده شد. احتمالاً او بخشی از وقت خود را در شهر به شرکت در کلاس‌های درس آکادمی افلاطون و لیسه‌ی ارسطو گذراند.

پس از مرگ اسکندر در سال ۳۲۳ ق‌م آتنی‌ها از ساموس اخراج شدند و خانواده‌ی اپیکور در کولوفون واقع در آسیای صغیر اقامت گزینند. وی برای مدت کوتاهی به ملاقات خانواده‌اش در کولوفون رفت ولی تصمیم گرفت برای ادامه‌ی تحصیل - ابتدا نزد پراکسیفانِس ارسطویی و سپس نزد نوسیفانِس اهل تئوس که شاگرد دموکریتوسِ اتمیست بود - به آتن برگردد.

عاقبت کارش به اختلاف‌نظر و مشاجره با معلمانش کشید و فلسفه‌ی متمایز خود را ایجاد کرد. در حدود سال ۳۱۰ ق‌م وی یک شغل آموزشی را در موتیلنه، مرکز لسبوس، بر عهده گرفت. اما به زودی به جرم ترویج انديشه‌هاي بدعت‌گرا و کفرآمیز به دردسر افتاد و برای گزیر از تعقیب قانونی، راهی یک سفر دریایی مخاطره‌آميز شد.

در شهر لامپساکوس که آزادی عقاید بیشتر بود، مدرسه‌ی خود را با همکاری هر مارخوس - یکی از همکارانش در موتیلنه - تأسیس کرد. شهرت تحصیلی این مدرسه به سرعت گسترش یافت و اپیکور با توجه به کامیابی آن - و با آگاهی از تسامح بیشتر در برخورد با ایده‌های جدید در آتن - تصمیم گرفت سازمان مدرسه‌ی خود را به این شهر منتقل کند. در سال ۳۰۶ ق‌م خانه و زمینی در آتن خریداری کرد و نوعی اجتماع فلسفی در آن بنیان نهاد که به دلیل فضای زیبایش، عموماً به آن «باغ» می‌گفتند. او مابقی عمر خود را به تدریس و عملی کردن سبک زندگی مورد نظرش گذراند که جوهره‌ی آن را بر سردر «باغ» نوشت. بنابر گفته‌ها، این نوشته چنین بود: «غریبه، خوب است قدری این‌جا درنگ کنی؛ این‌جا برای ما والاترین خیر، لذت است».

اپیکوریسم یا لذت‌گرایی

از نظر اپیکور هدف از زندگی شادمانه زیستن بود. اما او به جای دنبال کردن لذات جسمانی، میانه‌روی و آرامش را توصیه می‌کرد. وی اعتقاد داشت که لذت واقعی، رهایی از درد و ترس و به ویژه ترس از مرگ است. او همانند دموکریتوس معتقد بود که در جهان جز اتم‌ها و فضای خالی چیزی وجود ندارد و بنابراین وجود روح غیر مادی و جاودانه را انکار می‌کرد. از این رو، نتیجه می‌گرفت «وقتی که هستیم، مرگ فرا نمی‌رسد و آن هنگام که مرگ فرا رسد، ما نیستیم»؛ بنابراین مرگ هیچ است و چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.

پس از مرگ اپیکور به تدریج از محبوبیتش کاسته شد. رومیان اپیکوریسم را نوعی لذت‌گرایی سطحی به شمار آوردند و مسیحیان نیز به دلیل انسان‌گرایی ماده‌گرایانه و خداناباورش آن را تقبیح کردند. اما در انقلاب علمی دوران رنسانس و عصر روشنگری، اپیکوریسم دوباره مورد توجه قرار گرفت و بر آزادی‌خواهی (ليبراليسمِ) علمی مدرن تأثیر گذاشت.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید