
اگوست كنت
1857- 1798 ¡ فرانسوي
اگوست كنت فردي به شدت غيرعادي بود كه زندگي خانوادگي متلاطم، بيماري رواني و جنون قدرت، زندگياش را مختل كرده بود. با اين حال، يك ضدامپرياليست تأثيرگذار و بنيانگذار پوزيتيويسم و جامعهشناسي بود.
کنت به عنوان اولین فیلسوف علم مورد احترام است. او سال ۱۷۹۸ در مونپلیه در یک خانوادهی کاتولیک متعصب و سلطنتطلب به دنیا آمد. بعدها به دلیل اختلافات سیاسی و مذهبی برخاسته از علاقهی بیش از حدش به ایجاد جامعهای مبتنی بر جمهوریخواهی و علم، رابطهی خود را با خانوادهاش قطع کرد.
روش علمی
در سال ۱۸۱۶، به دلیل برانگیختن یک شورش دانشجویی از اِکول پلیتکنیک پاریس اخراج شد. سال بعد، شغلی به عنوان منشی آنری دو سنسیمونِ فیلسوف پیدا کرد. اندیشههای این فیلسوف در مورد امکان پایهریزی یک علم برای بررسی جامعه بر پایهی مراحل و الگوهای پیشرفت اجتماعی، مرد جوان را به شدت تحت تأثیر قرار داد. کنت به این فکر افتاد که روششناسی علمی میتواند برای مطالعهی جامعه به کار برده شود تا نظم اجتماعی و اصلاحات را به همراه بیاورد. او در سال ۱۸۳۰، نام این رویکرد را «جامعهشناسی» گذاشت.
در پی مشاجرهای تلخ در سال 1824، مسیر سنسیمون و کنت از یکدیگر جدا شد. سال بعد، با خیاطی به نام کارولین ماسَن ازدواج کرد اما این ازدواج چندان موفق نبود و او را گرفتار حسادت کرد (چند سال بعد، کنت - ظاهراً به نادرست - کارولین را به فحشا متهم کرد). کار زیاد و دغدغههای مالی باعث شد تا او در خلال برگزاری یک مجموعه درس گفتار، دچار فروپاشی روانی شود. او خود را از بیمارستان مرخص کرد، اما کارکنان بیمارستان ادعا میکردند که «درمان نشده است» تا آن که در سال ۱۸۲۷، اقدام به خودکشی کرد و خود را از پلِ پون دِزار در پاریس پایین انداخت.
فلسفهی پوزیتیویسم
کنت با پرستاری کارولین سلامتی را بازیافت و در سال ۱۸۲۹ تدریس را از سر گرفت. بین سالهای ۱۸۳۰ و ۱۸۴۲ مهمترین اثرش یعنی کتاب شش جلدی «فلسفهی پوزیتیویسم اگوست کنت» را منتشر کرد. در این اثر، میگوید که تکامل بشر سه مرحله دارد: مرحلهی مذهبی، مرحلهی متافیزیکی و مرحلهی علمی یا «پوزیتیویستی» (اثباتی)- و این مرحلهی آخر، همان دورانی بود که کنت در آن زندگی میکرد. او نظام فلسفی خود را «پوزیتیویسم» نامید. پوزیتیویسم بر این باور مبتنی بود که تنها دانش معتبر، آن است که بر پایهی تجربهی حسی واقعی و کاربرد روش علمی استوار باشد. این نظام فکری مریدان بسیاری پیدا کرد که یکی از آنها فیلسوف و اقتصاددان بریتانیایی جان استوارت میل بود.
در سال ۱۸۴۲ از همسرش جدا شد و از شغل معلمی در اِکول پلیتکنیک پاریس که مدت طولانی به آن اشتغال داشت، اخراج شد. او عشقی آتشین نسبت به زنی به نام کلوتیلد دو وو پیدا کرد ولی به دنبال مرگ کلوتیلد، دوباره به حدی از سلامت روان دست یافت. اثر چهار جلدی او با نام «نظام حکومتیِ پوزیتیویست» بین سالهای ۱۸۵۱ تا ۱۸۵۴ منتشر شد اما او در سال ۱۸۵۷ بر اثر سرطان معده، در انزوا و تنگدستی درگذشت. رویکرد علمی او به مطالعهی جامعه، جامعهشناسی را به عنوان یک رشتهی مجزا پایهگذاری کرد و تأثیری بلندمدت بر تفکر سیاسی و اجتماعی داشت. او همچنین یک ضدامپریالیست تأثیرگذار و برجسته بود و سالیان متمادی به نقد مستمر نظامهای امپراتوری پرداخت.
دیدگاه خود را بنویسید