
تس دوربِرويل
1891 ¡ سه جلد ¡انگلستان
تامس هاردی (۱۸۲۰- 1928)
تس دو برویل وقتی منتشر شد، جنجالی به راه انداخت. تس دربیفیلد، قهرمان این رمان، دختر تاجری خردهپاست که محصولات زراعِی محلی را میفروشد. دربیفیلدها اوضاع اقتصادی متزلزلی دارند و وقتی اسب خانواده در سانحهای کشته میشود، تس که خودش را مقصرِ سانحه میداند، قبول میکند به دیدار خانم دوربرویل برود؛ بیوهزنی متمول که پدر و مادرِ تس (به اشتباه) او را خویشاوندِ خودشان تصور میکنند. اَلک، پسر عیاش و هرزهی خانم دوربرویل، از تس خوشش میآید و در مِلک مادرش کاری برای او دست و پا میکند و دنبال فرصتی است تا مقاومت تس را در هم بشکند. بالاخره، یک شب که تس و الک از بیشهای قدیمی میگذرند، الک از بیپناهيِ تس بهره میگیرد و به او تجاوز یا او را اغوا میکند (تامس هاردی عامدانه جزئیات دقیق ماجرا را مبهم نگه ميدارد).
بخش اصلی رمان روایت پیامدهای این اتفاق است. تس فرزندی به دنیا میآورد و او را «اندوه» مینامد اما فرزندش زیاد زنده نمیماند. بعد از مرگ، تس برای کار در یک گاوداری به بخش دیگری از وِسِکس میرود و آنجا با انجل کِلر، کشیش زادهای که میخواهد کشاورز شود، آشنا میشود. تس و انجل به هم دل میبازند اما تس نمیتواند از سایهی گذشتهاش بگریزد. گرچه انجل اعتراف میکند که قبلاً رابطهی جنسی را تجربه کرده، وقتی بعد از ازدواجشان میفهمد که تس، بر خلاف تصورش، باکره نیست، آزرده میشود و او را ترک ميكند. زیر عنوان جسورانهای که هاردی برای رمانش انتخاب کرده- «معرفی صادقانهی زنی پاک»- شک و شبههای باقی نمیگذارد که تس قربانیِ بیگناه هنجارهای جنسیِ «یک بام و دو هوا»ی جامعه است.
تس دوربرویل نقطهی عطفی در کارنامهی هاردی بود. پدر هاردی بنّا بود و خود هاردی هم در جوانی برای معماری آموزش دیده بود اما همسرش اِما، که دختر یک کشیش بود، او را به نوشتن تشویق میكرد. هاردی اولین رمانش را در سال ۱۸۷۱ منتشر کرد و در بیست سال پس از آن، سیزده رمان دیگر و تعداد زیادی داستان کوتاه هم نوشت. گرچه حملهی تس دوربرویل به قواعد متعارف اخلاق جنسی به مذاق بعضی از منتقدان خوش نیامد، این رمان، هم در انگلستان و هم در آمریکا، میان خوانندگان بسیار محبوب شد.
تامس هاردی در تس دوربرویل تراژدیای نوشته که شخصیت اصلیاش خاستگاهی عادی و پیش پا افتاده دارد و قربانی استانداردهای دوگانهی رایج دورهی ویکتوریایی شده است. نگاه او در این رمان تیره و تار و محزون به نظر ميرسد. تصادف و بداقبالی دست به دست هم میدهند تا تس روز خوش نبیند. در لحظهای سرنوشتساز، نامهاي كه تس برای انجل نوشته از چشم او پنهان میماند چون تس، وقتی نامه را از زیرِ در به اتاقِ انجل میاندازد، ناخواسته آن را زیر فرش ميسُراند. یکی از دردناکترین وجوه تراژدی تس این است که انجلِ اخلاقگرا که تس را دوست ميدارد، به اندازهی الکِ لاقید و بیعاطفه که زنهای طبقهی فرودست را بازیچهی دست خودش میداند، در سرنوشت غمانگیز تس مقصر است.
هاردی نشانمان دهد که طبقهی اجتماعی چگونه به آرزوهای شخصیتهایش شکل میدهد و گاهی به سوداهاي نابهجا میانجامد. پدرِ دائمالخمرِ تس خودش را با تصور خویشاوندی با خانوادهای اشرافی فریب ميدهد. خانوادهی الک دوربرویل، که نام واقعیشان است، نوکیسههاییاند که اسمشان را عوض کردهاند. پدر و دو برادر انجل چون کشیشاند و جزو طبقهی متوسط تحصیل کرده به شمار ميروند، تس را شایستهی همسریِ او نمیدانند. انجل هم خودش را روشنفکر به حساب میآورد اما تحت تأثیر حرفهای آنها قرار میگیرد. نیروهای اقتصادی هم نقش ظریفی در شکلدهی به پیرنگ دارند. مهمترین نمونهاش این که وقتی انجل تس را ترک ميكند، ایک سراغ تس میرود و از نگونبختیِ اقتصادیِ خانوادهی او و قدرتِ خودش برای نجات آنها از تنگدستی استفاده ميكند تا راضیاش کند که معشوقهاش شود. انجل، پس از بازگشت از سفر کاریِ بیحاصلش به برزیل، بالاخره متوجه میشود که تس بد کرده، اما دیگر خیلی دیر شده است. تس انتقام خودش را از الک میگیرد و بعد، مدتی کوتاه را دوباره کنار انجل میگذراند تا این که در نقطهی اوج داستان، چنگال «عدالت» در استون هنج اسیرش ميكند.
هاردی میدانست که تس قهرمانی نامتعارف است و اغلب طوری از او حرف میزد که گویی دربارهی شخصی واقعی سخن میگوید. او در رمانش با تس همدلی میکند و ترکیب غریبی از معصومیت و هوش را در وجودِ او پیش چشم خواننده ميگذارد. هاردي او را از بیرون، از دریچه چشم دیگران، هم میبیند؛ مخلوق جهان طبیعیای که در آن زندگی ميكند.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید