
توماس آكويناس
1274- 1225 ميلادي ¡ ايتاليايي
توماس آكويناس تأثيرگذارترين متفكر قرون وسطا بود. او توانست فلسفهي ارسطو را با آموزههاي كتاب مقدس تطبيق دهد و به يكي از مهمترين نمايندگان فكري مذهب كاتوليك تبديل شد.
توماس در نزدیکی ناپل در قلعهی روکازکا به دنیا آمد. که متعلق به خانوادهاش بود. پدر او لاندولف، كُنتِ آکوینو بود و مادرش تئودورا نیز خون اشرافی داشت. او جوانترین فرزند در میان نُه فرزند خانواده بود. از سنین پایین، به مدرسهای در نزدیکی صومعهی بندیکتی مونته کاسینو فرستاده شد و با آن که برادران بزرگترش خدمت نظامی را انتخاب کردند، او مصمم شد که به خدمات کلیسایی بپردازد.
این مسیر چندان هموار نبود، آکویناس در زمان مناقشه میان فردریک دوم امپراتور مقدس روم و پاپها بزرگ شد. لاندولف رعیت وفادار امپراتور بود اما از بخت بد، زمینهایش در نزدیکی مرز میان قلمرو فردریک و املاک پاپی قرار داشت. در نتیجه، گاهی امور خانوادگیاش گرفتار آتش جنگ میان این دو جناح میشد. زمانی که قشون فردریک مونته کاسینو را تصرف کردند، توماس به ناپل فرستاده شد و تحصیلاتش را در دانشگاه تازه تأسیس آنجا ادامه داد.
تأثیرات سکولار
آکویناس در سن حساس چهارده سالگی، وارد دنیایی سکولار (غیر مذهبی) شد که برایش تازگی داشت. فردریک دوم این دانشگاه را در سال ۱۲۲۴ با هدف تربیت کارکنان اجرایی برای امپراتوری تأسیس کرده بود. این دانشگاه اولین نمونه در نوع خود بود که هیچ پیوندی با کلیسا نداشت. در حقیقت، فضایی کاملاً ضدپاپ بر این دانشگاه حکمفرما بود و خصوصیات شگفتانگيز و بیگانهی دربار فردریک در پالرمو (آمیزهای از نفوذ فرهنگ لاتین، یهودی و اسلامی) را منعکس میکرد.
تدریس فلسفهی طبیعی ارسطو (که در دانشگاههای کلیسایی ممنوع بود) بر اساس متون حاصل از ترجمههای عربی، در این دانشگاه صورت میگرفت. بدینترتیب، آکویناس با سنتهای فکری چند فرهنگ مختلف آشنا شد که بسیار وسیعتر از تعلیمات صومعه بود.
فرقهی جدید
آکویناس در ناپل با فرقهی تازه تأسیس دومینیکنها آشنا شد. بر خلاف جمعیتهای رهبانی قدیمیتر که دور از مردم عامی زندگی میکردند، دومینیکنها در شهرها و روستاها مستقر میشدند. آنان ارتباط مستقیمی با افراد عادیِ دیندار برقرار میکردند و در خیابانها به موعظهی تعالیم مسیحی میپرداختند. این رویکرد فعالانه به رشد سریع فرقه و یافتن پیروان جدید بسیار کمک میکرد. آکویناس که آتش اشتیاقش بالا گرفته بود، تصمیم گرفت به دومینیکنها بپیوندد. در حالی که فرقههای ثروتمندی همچون بندیکتیها امنیت شغلی را تضمین میکردند، دومینیکنها با تأکیدشان بر فقر و گدایی، فرقهی نوپای مخاطرهآمیزی به نظر میرسیدند. در نتیجه، خانوادهی آکویناس دچار وحشت شدند؛ توماس را از ناپل فراخواندند و برای یک سال در روکازکا محبوس کردند. درک نگرانیهای این خانوادهی اشرافی چندان سخت نیست. آنها امید داشتند که تصمیم پسرشان عوض شود اما سرانجام کوتاه آمدند.
عمری که به تدریس گذشت
آکویناس تحصیلاتش را در پاریس ادامه داد و در آنجا به یک دومینیکن دیگر به نام آلبرتوس ماگنوس- یکی از بزرگترین معلمان آن زمان- ملحق شد. او در کلاسهای این استاد شرکت میکرد و بعداً نیز در پی او به کلن رفت تا در راهاندازی نوعی مرکز مطالعاتی با او همکاری کند. آلبرتوس اعتبارش را به واسطهی شرحهای متعددش بر ارسطو به دست آورده بود و این موضوع، به محور اصلی آثار آکویناس نیز تبدیل شد. توماس در سال ۱۲۵۲ به پاریس بازگشت؛ تحصیلات خود را کامل کرد و چهار سال بعد اولین منصب مهم خود را به عنوان مدرس یکی از کرسیهای الهیات به دست آورد. از این زمان به بعد، خود را وقف تدریس، مطالعه و نوشتن کرد.
توماس آکویناس بسیار پرکار بود. حجم نوشتههای او تا بیش از هشت و نیم میلیون کلمه تخمین زده میشود که اکثر آنها آموزشی هستند. باید یادآوری کرد که این آثار در دوران پیش از اختراع چاپ نوشته شدهاند. در آن زمان، دانشجویان دسترسی آسانی به کتاب نداشتند و روش آموزش اینطور بود که استاد در کلاس از روی متنی مشخص میخواند، به تحلیل متن میپرداخت، بخشهای دشوار را توضیح میداد و نهایتاً متن را با اندیشههای خود تکمیل میکرد. یکی از نخستین آثار مهم آکویناس، شرحی بر «چهار کتاب در باب جملات» (۱۱۵۱-۱۱۴۵) نوشتهی پیتر لُمبارد بود. این کتاب شامل مجموعهای از جملات مذهبی و جزء متون اصلی مورد استفاده در دروس الهیات قرون وسطا بود. نگارش شرح بر این کتاب، برای معلمان آن زمان اقدامی معمول بود.
یک روش آموزشی محبوب دیگر، نوعی مباحثهی ساختار یافته مشهور به «بحث و جدل» بود. در این روش، استاد موضوعی - مثلاً تفاسیر متضاد از یک عبارت در کتاب مقدس - را پیشنهاد ميداد، سپس از موضع خود در برابر سؤالات و ایرادات دانشجویان دفاع میکرد و در تأیید حرفهای خود به نقل قولهایی از کتاب مقدس یا متون بزرگان کلیسا ارجاع میداد. آکویناس بر اساس این بحث و جدلها و ویرایش مناسب آنها تعدادی کتاب تألیف کرد که تأثیرگذارترین آنها عبارتند از «در باب حقیقت»، «در باب قدرت الهی» و «دربارهی شر».
دفاع از ارسطو
بخش قابل توجهی از آثار آکویناس، ریشه در مطالعهی وی از آثار ارسطو دارد. برخی از آثار متأخر ارسطو از دیرباز در دسترس بودند (مثلاً در قرن ششم بوئتیوس آثار وی در باب منطق را ترجمه کرده بود) اما قسمت عظیمی از فلسفهی ارسطو در قرن سیزدهم در دسترس غربیها قرار گرفت. آکویناس شرحهای مهمی بر آثار ارسطو در باب اخلاق (اخلاق نیکوماخوس) و متافیزیک نوشت و عمیقاً متأثر از «کتاب النفس» ارسطو بود. او همچنین تحت تأثیر «فلسفهی طبیعی» ارسطو قرار گرفت و آن را با مسیحیت سازگار، اما با تعالیم ابنرشدیان (پیروان فیلسوف مسلمان، ابنرشد) در تضاد یافت زیرا میپنداشت که تفسیر آنان از ارسطو تهدیدی برای آیین کاتولیک محسوب میشود. آکویناس ایرادات خود علیه ابنرشدیان را در یکی از جدلیترین و رین آثار خود به نام «در باب وجود تنها یک عقل واحد» (۱۲۷۰) مطرح کرد.
شرح تعالیم
موفقیت بزرگ آکویناس نه تنها در ارایهی شرح مفصل اندیشههای ارسطو بلکه در بسط و گسترش آنها و تطبیقشان با آموزههای کاتولیک بود. او به نوعی با انطباق دقیق این دو، یک فلسفهی دینی خلق کرد که در آن، خرد و وحی میتوانند به یکسان نقش داشته باشند. آشکارترین بیان این فلسفه، در شاهکار جاویدان او «مدخل الهیات» یا «جامع علم کلام» صورت گرفته است. در مقدمهی این کتاب، آکویناس با تواضع آن را راهنمایی تعلیمی برای دانشجویان الهیات توصیف کرده، اما این اثر چیزی فراتر از یک کتاب آموزشی صرف است. این اثر شرحی روشمند و جامع از تعالیم مسیحی فراهم آورده که کلیسای کاتولیک هنوز هم تا حد زیادی بر این تعالیم متکی است.
او نوشتن «مدخل الهیات» را در رم آغاز کرد اما نگارش آن در سال ۱۲۷۳ ناگهان متوقف شد و هیچگاه به پایان نرسید. حین برگزاری مراسم عشای ربانی در ششم دسامبر این سال، تجربهای رازورزانه داشت که شارحان امروزی آن را به یک سکتهی مغزی تعبیر میکنند. پس از این تجربه، به یکی از همکارانش گفت: «در مقایسه با چیزی که الآن دیدم، هر چه تاکنون نوشتهام به نظرم پوشالی و بیارزش میآید.»
دیدگاه خود را بنویسید