معرفی فلاسفه جرمي بنتام

بوک شهر

1403/1/16

7 بازدید

34908534

جرمي بنتام

1832- 1748 ¡ بريتانيايي

جرمي بنتام در نوشته‌هاي فراوانش به تحليل موضوعات حقوقي، آموزشي و موضوعات مربوط به قانون اساسي پرداخت و از طيف وسيعي از اصلاحات سياسي و اجتماعي حمايت كرد. با اين حال، عمدتاً بنيان‌گذار فايده‌گرايي، مشهور است.

بنتام در لندن متولد شد و پسر یک وکیل ثروتمند بود. زمانی که یازده ساله بود، مادرش درگذشت و در میان شش خواهر و برادرش تنها یک نفر (برادرش ساموئل) توانست تا بعد از شیر خوارگی زنده بماند. دوران کودکی جرمی با یک برنامه‌ی آموزشی سختگیرانه تحت تعلیم پدرش گذشت. او زبان‌های لاتین و یونانی را در سن پایین آموخت و زمانی که تنها دوازده سال داشت، به عنوان دانشجو در دانشگاه آکسفورد پذیرفته شد. او با شصت کتاب (عمدتاً متون کلاسیک) به آکسفورد رفت که تنها دوازده تایشان به زبان انگلیسی بود.

پدرش می‌خواست جرمی راه او را در حرفه‌ای حقوق دنبال کند. مرد جوان تا مدتی به آرزوهای او تن داد. او مدرکش را گرفت و در سال ۱۷۶۹ صلاحیت لازم برای حرفه‌ی وکالت را به دست آورد اما هیچ‌گاه این کار را شروع نکرد چون بیشتر به بررسی اصول خود قانون علاقه داشت. این علاقه تا حدی ملهم از مطالعات فوق برنامه‌ی او در دانشگاه آکسفورد بود زیرا در آنجا، به انجام آزمایش‌های شیمی علاقمند شد و به این شکل، مهارت‌های تحلیلی‌اش را تقویت کرد. مطالعات او در دانشگاه نیز از مسیر تخصصی‌اش منحرف شد و به مطالعه‌ی کتب فلسفی مانند آثار چزاره بِکاریا (۱۷۹۴-۱۷۳۸) پرداخت. احتمالاً در اثر پیشگام بکاریا به نام «در باب جرایم و مجازات‌ها» (۱۷۶۴) بود که برای اولین بار به عبارت «بیش‌ترین شادی برای بیش‌ترین تعداد افراد» برخورد.

واکنش پدر

پدر جرمی از عدم انتخاب یک مسیر شغلی مرسوم و سود‌آور توسط پسرش، عمیقاً نا امید شد و عمداً او را در مضیفه‌ی مالی گذاشت. در میانه‌ی دهه‌ی ۱۷۷۰، عاشق مری دانکلی، دختر یتیم شده‌ی یک جراح اهل اسکس شد. این زوج می‌خواستند ازدواج کنند اما پدر جرمی جلوی آنها را گرفت و گفت تنها در صورتی مستمری را افزایش خواهد داد که شغلی مطمئن‌تر پیدا کند. مرد جوان ابتدا کمی دودل شد اما سرانجام بر اصول خود پایبند ماند و در نتیجه، فرصتش برای ازدواج از دست رفت.

نوشته‌های حقوقی

برنامه‌ی بنتام آن بود که زندگی خود را از راه نوشته‌هایش تأمین کند. اما این فرایند، زمان بر بود زیرا او مطالبی را برای نوشتن انتخاب می‌کرد که دامنه‌ای وسیع و موضوعاتی سخت داشتند. از طرفی، عادت داشت که پروژه‌های پیچیده و دشوارش را ناگهان رها کند تا یک رساله‌ی باب روز یا یک مطلب بسیار تخصصی نامربوط به این پروژه‌ها بنویسد؛ و این عادت، پیشرفت کارها را بیش از پیش کند می‌کرد.

اولین اثر منتشر شده‌ی مهمش، حاصل یکی از همین بیراهه رفتن‌های نامربوط بود. «قطعه‌ای در باب حکومت» او دقیقاً یک چنین چیزی بود؛ قطعه‌ای از تفسیر او بر کتاب «تفاسیری درباره‌ی قوانین انگلستان» بلک‌استون - که متنی مهم در مورد قوانین انگلستان محسوب می‌شد. «تفسیر بر تفاسیر» بنتام اثری بسیار طولانی و دشوار از کار درآمد تا جایی که هرگز این اثر را آن‌گونه که باعث خشنودی‌اش باشد، به پایان نرساند و حتی همان بخش‌هایی که کامل بودند نیز (جز همان «قطعه‌ای در باب حکومت») تا سال ۱۹۲۸ منتشر نشده باقی ماندند.

خوشبختانه، «قطعه‌ای در باب حکومت» توانست نظر یک حامی بانفوذ را به خود جلب کند. لرد شِلبِرن از این کتاب آن قدر خوشش آمد که در سال ۱۷۸۱ بنتام را در دفترش پذیرفت و از او دعوت کرد تا مدتی را در استراحتگاه روستایی او در بُوود بگذراند. جرمی از طریق محفل لرد شلبرن، روابطی برقرار کرد که باعث شد اندیشه‌هایش در بانفوذترین حوزه‌های حقوقی و سیاسی کشور اعتبار پیدا کند. او روابط بسیار مهم دیگری نیز برقرار کرد که شاید مهم‌ترینشان ارتباط با اِتيِن دومُن (ویراستار و مترجم سوئیسی آثارش) بود. وقتی پای نوشتن به میان می‌آمد، بنتام گاهی بدترین دشمن خودش بود. او پروژه‌هایی بلند پروازانه را شروع می‌کرد که ناتمام باقی می‌ماندند؛ گاهی کارهایش را تا مرحله‌ی چاپ کامل می‌کرد اما انتشار آنها را برای سال‌ها به تعویق می‌انداخت؛ و به سبکی آن‌قدر پیچیده می‌نوشت که برای مخاطب چالش‌برانگیز بود. یک صاحب‌نظر، عادت او به گذاشتن «پرانتز داخل پرانتز، همانند مجموعه‌ای از جعبه‌های قرص» را همچون «نوشتن قوانین مدرن با خط سانسکریت» توصیف کرده است. دومُن بود که اندیشه‌های او را به نثری خوانا و سازمان یافته در می‌آورد.

اقامت بنتام در بُوود زندگی شخصی‌اش را نیز دگرگون کرد زیرا در آن‌جا بود که با کارولین فاکس (برادرزاده‌ی دولتمرد برجسته، چارلز جیمز فاکس، که مدت کوتاهی وزیر امور خارجه‌ی بریتانیا بود) ملاقات کرد و به او علاقمند شد. این زوج برای مدتی رابطه‌ی نزدیکی داشتند اما کارولین مؤدبانه پیشنهاد ازدواج بنتام را رد کرد. با این حال، جرمی هرگز او را از یاد نبرد. زمانی که نزدیک به هشتاد سال سن داشت، نامه‌ای به کارولین نوشت و در آن اذعان کرد که همچنان هر روز در فکر اوست.

سفر به روسیه

در حقیقت نزدیک‌ترین دوست بنتام، برادرش ساموئل بود. ساموئل یک مهندس آموزش‌دیده‌ی نیروی دریایی و دانشمندی با استعداد بود که در سن ۲۳ سالگی در جستجوی بختش به قلمرو روسیه در دریای سیاه رفت و در آنجا جایگاه خود را به عنوان مدیر املاک شاهزاده پوتمکین مستحکم کرد. این شاهزاده، دولتمردی بانفوذ و محبوب ملکه‌ی روسیه، کاترین کبیر، بود. در سال ۱۷۸۵، بنتام سفر زمینی صعب‌العبوری را برای پیوستن به برادرش آغاز کرد و به امید فرصتی که بتواند ایده‌های حقوقی‌اش را در دربار کاترین مطرح کند. تقریباً دو سال در روسیه ماند. این فرصت هرگز پیش نیامد اما در زمان حضور در روسیه، یکی از طرح‌های ساموئل، ایده‌ای برای یک پروژه‌ی جدید و مهم به جرمی داد و آن، ساختار پان اپتیکون (سراسربین) بود.

چشم همه‌بین

ایده‌ی پان‌اپتیکون (کلمه‌ی یونانی به معنای «ناظر بر همه چیز») بنتام، ساختمانی دایره‌ای شکل با یک نقطه‌ی نظارت مرکزی بود تا یک ناظر واحد، امکان نظارت بر فعالیت‌های کل ساختمان را داشته باشد. بنتام معتقد بود که این ایده می‌تواند انقلابی در شیوه‌های کار در بریتانیا ایجاد کند و زندان‌ها، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها را براساس این مدل تجسم می‌کرد. او دولت را متقاعد کرد تا زندانی بر اساس این طرح در میلبانک لندن بسازد اما این پروژه به خاطر تأخیرهای مکرر، سرانجام متوقف شد. در نهایت، به بنتام به خاطر تلاش‌هایش مبلغ هنگفتی پرداخت شد ولی این مبلغ هرگز نمی‌توانست بیش از بیست سال از عمر او را که بر سر این کار تلف شده بود، جبران کند. سرانجامِ پان‌اپتیکون، همان سرنوشت معمول تمامی پروژه‌های بنتام بود. او طرح‌هایی با جزئیات بسیار دقیق برای قانون اساسی و نظام حقوقی جدید تهیه کرد اما اجرای آنها دشوار بود. فرانسه‌ی پس از انقلاب، آمریکای تازه استقلال‌یافته و دولت‌های نوپای آمریکای لاتین در ابتدا از ایده‌های او استقبال خوبی کردند، اما سرانجام ترجیح دادند تا به جای اجرای طرح‌های ایده‌آلیستی او، بر اساس مصلحت عمل کنند.

فایده‌گرایی

بزرگ‌ترین دستاورد بنتام، چارچوب اخلاقی و فلسفی‌ای بود که ریشه در اصلاحات او داشت. او به عنوان بنیان‌گذار فایده‌گرایی، آموزه‌ای که در مهم‌ترین اثرش «مقدمه‌ای بر اصول اخلاق و قانون‌گذاری» مطرح کرده، مورد احترام است. به گفته‌ی او، رفتار انسان با لذت و درد کنترل می‌شود. کلیدِ افزایش اولی و اجتناب از دومی، «اصل سودمندی» بنتام است که او آن را این‌گونه تعریف مي‌كند: «آن خاصیتی [که] ... متمایل به تولید سود، مزیت، لذت، خیر و شادی است». مطلوبیت این «سودمندی» را می‌توان با گنجاندن آن در بنیادی‌ترین مفاهیم اخلاق و قانون تقویت کرد. زمانی که این اصل در کل جامعه اعمال شود، شعار فایده‌گرایی طنین‌انداز خواهد شد: «عمل اخلاقاً درست، عملی است که بیشترین شادی را برای بیشترین تعداد انسان‌ها پدید آورد».

بحث اصلی بنتام به طرز باشکوهی ساده، اما جزئیات آن دشوار و مشکل‌آفرین بود. او مطالب زیادی نوشت و در آنها تلاش کرد تا برآوردی جامع و عینی از انواع مختلف شادی به دست دهد. او حتی یک «ماشین حساب شادی» ابداع کرد تا اهمیت نسبی شادی‌ها را بسنجد. این جنبه از کارش بحث‌های زیادی را برانگیخت و بسیاری از ایده‌هایش بعدها توسط قهرمان دیگر فایده‌گرایی، جان استوارت میل، به چالش کشیده شد.

سال‌های پایانی

بنتام در سنین پیری هم خوب کار می‌کرد و با وجود آن که رفتارهای عجیب و غریبش نمایان‌تر می‌شد، شخصیتی بسیار مورد احترام بود. او گربه‌ای به نام «جناب دکتر جان لَنگبورن ارجمند» داشت و اسم عصایش را هم «داپِل» (نام قاطرِ سانچوپانزا در رمان دن کیشوت) گذاشته بود. از همه عجیب‌تر، تصمیم گرفت تا جسدش را به عنوان یک مجسمه‌ی واقعی حفظ کنند. اسکلت بنتام تا به امروز باقی است؛ روی اسکلت را با یونجه پر کرده، لباس پوشانده و سری مومی روی آن قرار داده‌اند. این مجسمه‌ی واقعی در محفظه‌ای شیشه‌ای در کالج دانشگاه لندن نگهداری می‌شود و گاهی - در مناسبت‌های خاص - آن را بیرون می‌آورند.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید