
جوانگ دزو
حدود 370 قم تا حدود 290 قم ¡ چيني
«استاد جوانگ» نويسندهي تعدادي از حكايات تمثيلي و مكالمات دائويي بوده است. اين نوشتهها همراه با آثار پيروان او در مجموعهاي به نام «كتاب جوانگ دزو» گردآوري شدهاند كه يكي از متون كلاسيك فلسفهي چين به شمار ميآيد.
از زندگی فیلسوفی که به لقب «استاد» جوانگ مفتخر شده و حداقل بخشی از جنگی هم نام خودش را نوشته، اطلاعات بسیار اندکی در دست است. منبع همین اطلاعات غیر قابل اعتمادِ موجود هم یا مورخانی هستند که اغلب قرنها بعد از مرگ جوانگ دزو میزیستهاند، یا نکاتی است که توسط پیروانش به کتاب جوانگ دزو اضافه شده و در آنها به حوادثی در زندگی استاد اشاره شده است.
مشخص است که دورهی فعالیت جوانگ دزو در قرن چهارم قم در اوج عصر کلاسیک چین بوده است؛ زمانی که فلسفهی چین به اوج اعتلای خود رسیده و «صد مکتب اندیشه» ایجاد شده است. نام اصلی او ژوانگ ژو و بنا بر روایات، محل تولدش شهر مِنگ در ناحیهی سونگِ چین بوده و به عنوان یک کارمند جزء، احتمالاً در یک انبار ظروف لاک خورده (یا به گفتهی سیما چیان در یک باغ درختان لاک) کار میکرده است.
زندگی ساده در طبیعت
جوانگ دزو در کتابش چنین تصویر شده: فردی گوشهنشین که از جامعه دوری جسته و به اتفاق همسرش در ییلاقی دور خلوت گزیده است. این طرز زندگی با شالودهی اصلی فلسفهی جوانگ دزو مطابقت دارد؛ اصل دائويي سادهزیستی در هماهنگی با طبیعت و با پیروی از دائو یا همان «راه». با این حال، ظاهراً جوانگ دزو به خاطر خردمندیاش مشهور بوده و احتمالاً تعداد اندکی شاگرد یا مرید داشته است. شهرت او از ناحیهی محل سکونتش فراتر رفته بوده و بر اساس داستانی در کتاب جوانگ دزو، شاه ويي - امیر ایالت چو - چنان تحت تأثیر آوازهی او قرار گرفته که قاصدی فرستاده و مقام صدراعظمی دربار چو را به وی پیشنهاد داده است. پاسخ جوانگ دزو این بوده: «ميدانيم شاه ویی لاکپشت مقدسی را که سه هزار سال پیش مرده، در صندوقی در یک معبد نگهداری میکند. به نظر شما آن لاکپشت ترجیح میدهد در آن جایگاه افتخار قرار بگیرد، یا زنده باشد و در گِل و لای بخزد؟ من شخصاً ترجیح میدهم زنده باشم و در گِلها غلت بزنم.»
اختلاف با منطقگرایان
علیرغم رد وضعیت متعارف و سبک زندگی انزواطلبانه آنطور که در کتاب جوانگ دزو ذکر شده، مشخص است که جوانگ دزو از تحصیلات عالی برخوردار بوده و به احتمال زیاد آثار ادبی و فلسفیِ سرشناسترین شخصیتهای زمانهیِ خود را مطالعه میکرده است. او تقریباً معاصر منسیوس و منطقگرایانِ مکتب نامها بوده و تأثیر آنها را بر بسیاری از قسمتهای کتاب جوانگ دزو میتوان مشاهده کرد. فلسفهی دائویی اغلب در تضاد با منطقگرایی قرار میگیرد ولی بعضی منطقگرایان از دوستان نزدیک جوانگ دزو بودند؛ از قبیل گونگسون لونگ و خصوصاً هویی شی یا هویی دزو (استاد هویی) که هر دوی آنها به صورت شخصیتهایی در مکالمات کتاب جوانگ درو ظاهر شدهاند.
با این حال، دوستان منطقگرای جوانگ دز و اغلب نه به عنوان دشمنان سرسخت اندیشههای او، بلکه به صورت ملیجکانی سادهلوح جلوهگر میشوند که استدلالهای منطقیشان را هوشمندانه درهم میکوبد. بسیاری از داستانهای کتاب به شکل مکالمه بین جوانگ دزو و یکی از همراهانش نقل میشود و اغلب هویی شی است که آماج کنایههای ملایم جوانگ دزو قرار میگیرد. او با شوخطبعی و بازی هوشمندانه با کلمات، روی ناهمخوانیها و استدلالات منطقی و مرسوم انگشت پوچی میگذارد. به عنوان مثال، در یک داستان مشهور، جوانگ دزو میگوید ماهیان از این که در رودخانه شنا میکنند، چقدر شادند. هویی شی میپرسد: «از کجا میدانی که ماهیها از چه شاد میشوند؟»
جوانگ دزو میگوید: «تو که من نیستی. پس از کجا میدانی که نميدانم ماهیها از چه شاد میشوند؟» هوبی شی به روشی مشخصاً منطقی، فکر میکند ميتواند با این پاسخ در بحث پیروز شود: «خير. من تو نیستم. پس نمیدانم که تو چه میدانی. ولی تو هم ماهی نیستی. این طور اثبات میشود که تو هم نمیدانی ماهیها از چه شاد میشوند.» جوانگ دز و پاسخ میدهد: «بیا به سؤال اصلی تو برگردیم. تو پرسیدی از کجا «می دانم» که ماهی ها از چه شاد میشوند. پس همان موقع هم میدانستی که من میدانم.»
مکالمات و روایات
در کتاب جوانگ دزو نکات جدی به صورت سهلگیرانه و طنزآمیز و به شیوهای جذاب هم از نظر ارزش ادبی و هم از نظر محتوای فلسفی بیان شدهاند. حکایات سادهای که به نحوی درخشان روایت ميشوند، محبوبیتی آنی و پایدار را برای این کتاب به ارمغان آوردهاند. شاید مشهورترین داستان کتاب این باشد؛ جوانگ دزو خواب میبیند که پروانه شده و جوانگ دزو بودن را فراموش میکند. سپس بیدار میشود و دیگر نمیداند که آیا جوانگ دزو است که خواب دیده پروانه شده و یا پروانه است و الان دارد خواب میبیند که جوانگ دزو شده. چند ا از این حکایات تمثیلی به صورت اول شخص نوشته شدهاند که نشان میدهد آثار واقعی خود جوانگ دزو هستند در حالی که بقیهی متون- که از نظر سبک و فلسفه متفاوتند- به وقایع زندگی استاد جوانگ (از جمله گزارش مرگ او) اشارهی غیر مستقیم دارند و احتمالاً توسط پیروانش نوشته شدهاند.
سیر تحول متن
این کتاب با گذشت حدود یک قرن از مرگ استاد جوانگ و علیرغم داشتن نویسندگان متعدد، در چین با نام «جوانگ دزو» شهرت یافت. نسخههای مختلف فراوانی از این کتاب تدوین شد و تا قرن سوم میلادی نسخهی پذیرفته شدهي آن ۵۲ فصل داشت. در این زمان گو شیانگ نسخهی معتبری از این کتاب در ۳۳ فصل تدوین کرد و یک شرح توضیحی به آن افزود. او همچنین فصلها را بر اساس نویسندهي احتمالیشان مرتب کرد. هفت فصل اول را که منسوب به خود جوانگ دزو بودند، «فصلهای درون» نامید؛ چهارده فصل بعدی منسوب به شاگردان جوانگ درو که یا تعالیم استاد را منعکس میکردند یا داستانهایی به همان سبک داشتند «فصلهای برون» نام گرفتند؛ و فصول آخر که منشأ مشخصی نداشتند «جُنگ فصلها» یا «فصلهای متفرقه» نامیده شدند.
یک اثر کلیدی آیین دائو
کتاب جوانگ دزو یک اثر ادبی ارزشمند قلمداد میشود ولی فیلسوفان به آن با دیدهی شک مينگرند، زیرا استدلالات عقلانی منطقگرایان و موهیستها را به سخره میگیرد و ماهیت دنیوی آیین کنفوسیوسی را رد میکند (هرچند، نسخه ی همراه با شرحِ گوشیانگ سعی فراوانی برای آشتی با آیین کنفوسیوسی داشته است). پیام اصلی کتاب، مفهوم دائو است که بر وحدت همه چیز و امکان دستیابی به آرامش و خرسندی از طریق وو وِی تأکید دارد؛ یعنی تقلا نکردن و صرفاً هماهنگ بودن با طبیعت و پذیرش زندگی و مرگ به عنوان فرایندهای طبیعی دگرگونی در جهان. آیین دائو که توسط سایر مکاتب خصوصاً آیین کنفوسیوسی و قانونپرستی برای مدت چند قرن به محاق رفته بود، تا حد زیادی به خاطر ویرایش جدید گوشیانگ از کتاب جوانگ دزو، مجدداً گسترشی تدریجی را تجربه کرد. عقاید طبیعتگرایانهای که در این کتاب به صورت غیرمنطقی و همراه با تناقضگویی بیان شده بود، برای طرفداران آیینِ در حال گسترشِ بودا در چین جذابیت زیادی پیدا کرد و یا تلفیق عناصر دائوییِ کتاب جوانگ دزو به ایجاد شاخهي خاص چان بودیسم (نیای ذن بودیسم) انجامید. امروزه به کتاب جوانگ دزو به عنوان یک شاهکار کلاسیک ادبیات چین و یک متن بنیادین فلسفهي دائويي به دیدهی احترام نگریسته ميشود.
دیدگاه خود را بنویسید