
دسيدريوس اراسموس
حدود 69/1466 تا 1536 ¡ هلندي
دسيدروس اراسموس دانشمندي انسانگرا (اومانيست) و مهم بود كه طي منازعات شديد دوران اصلاحات ديني در اروپا، از اعتدال طرفداري ميكرد. او در معروفترين اثر خود «در ستايش ديوانگي»، مشكلات آن روزگار را از زبان طنز مورد انتقاد قرار داد.
تولدِ دسیدروس حاصل رابطهی نامشروع یک کشیش با دختر یک پزشک بود. او در سنین پایین یتیم شد و همراه برادرش به مدرسهای در دیفِنتر رفت؛ شهری که مهد انسانگرایی در هلند بود. اراسموس تحت فشار قیم خود، به دیر آگوستینی اشتِین ملحق شد و در سال ۱۴۹۲ به مقام کشیشی رسید. او میلی به زندگی رهبانی نداشت اما این سبک زندگی به او امکان میداد تا مطالعاتش را در ادبیات کلاسیک باستان دنبال کند. در زمان اقامت در اشتین به یکی از راهبان همکارش به نام سرواتيوس علاقمند شد. او در این دوران اولین رسالاتش را نوشت که البته آنها را تا سالها بعد منتشر نکرد.
در سال ۱۴۹۳ اسقف کامبره اراسموس را به خدمت خود درآورد. این فرصتی مناسب برای او بود تا از صومعه بگریزد. قرار بود سفری به ایتالیا داشته باشد که مشتاقانه در انتظار آن بود، اما این سفر محقق نشد. در عوض، اسقف به او اجازه داد تا مطالعاتش را در كولِژ دو مونتِگو در پاریس تکمیل کند. اما این سفر مأیوسکننده بود زیرا این کالج همچنان از روش تعلیم مَدرسی میکرد؛ روشی که بر سنت و تعصب دینی تأکید داشت و اراسموس از آن متنفر بود.
از آن پس، او دانشمندی در حال سفر بود که در جستجوی حامی از کشوری به کشور دیگر میرفت. این سبک زندگی به او امکان داد تا با انسانگرایان برجستهی دیگر ملاقات کند. او هزینههای خود را با تدریس، ترجمه و نویسندگی- که به دلیل صنعت نوظهور چاپ، به حرفهای سودآور تبدیل شده بود- تأمین میکرد.
آثار و ترجمهها
ترجمهی لاتین اراسموس از «عهد جدید»، تا قرن نوزدهم به عنوان نسخهی استاندارد مورد استفاده بود. برخی دیگر از آثار او نیز به موفقیت رسیدند. کتاب «امثال و حکم» (۱۵۰۰) که مجموعهای از گفتارهای حکیمانهی یونانی و لاتینی بود، به کتابی پرفروش تبدیل شد؛ و کتاب «گفتگوها» (۱۵۱۹) با تیراژ بالا منتشر شد. اما مشهورترین اثرش «در ستایش دیوانگی» است. این اثر را در سال ۱۵۰۹، پس از رسیدن به انگلستان، و برای سرگرمی توماس مور نوشت. او اولین نسخهی کتاب را طی یک هفته به رشتهی تحریر درآورد اما دو سال بعد، پیش از انتشار، متن آن را به میزان قابل توجهی بسط داد. اراسموس این کتاب را به سبک و سیاق هجویات لوسیان (لوکیانوس)، نویسندهی کلاسیک قرن دوم، نوشت. در این اثر، دیوانگی به هیأت بانویی در میآید و طیف وسیعی از مسائل آن دوران را به سخره میگیرد. شخصیت کتاب، «دیوانگی»، الههای برساخته توسط اراسموس است که به گفتهی نویسنده، دختر «خدای ثروت» و «الههی جوانی» است و دو حوری «جهل» و «مستی» به عنوان ندیمه همراهیاش میکنند. برخی از شوخیهای کتاب، سبکسرانه به بذلهگویی در مورد قماربازان و دیونان میپردازد اما در این اثنا، نقدهایی جدی هم نثار روحانیان و راهبان مدرسی میشود.
دسیدروس در دورانی خطرناک مینوشت. در عصر او، اختلافات آشکار دوران اصلاحات مذهبی در حال تشدید بود. بنابراین ابتکار او برای استفاده از دیوانگی به عنوان سخنگوی انتقاداتش، اقدامی محتاطانه و به مقتضای شرایط زمانه محسوب میشد. دیدگاههای شخصیاش احتمالاً به مصلحان پروتستان نزدیکتر بود. او از برقراری رابطهی شخصی با خدا از طریق کتاب مقدس (و نه مناسک آیینی سازمان یافتهی کلیسایی) طرفداری میکرد. با این حال، به اندازهی کافی محتاط بود که دیدگاههای افراطیتر مارتین لوتر را کتباً محکوم کند.
دیدگاه خود را بنویسید