
رام موهان روی
1833- 1772 ¡ هندي
رام موهان روي فيلسوف و مصلح اجتماعي هندي بود. او جنبشي را بنيان گذاشت كه امروزه با عنوان «رنسانس بنگالي» شناخته ميشود. آثار او فلسفهي غرب و سنتهاي باستاني هندو را با هم تلفيق كرد.
رام موهان روی یکی از متفکران مهم رنسانس بنگالی قرن نوزدهم و شخصیتی برجسته در سطح جهانی بود. او در یک خانوادهی بنگالی ثروتمند از یک پدر زمیندار به دنیا آمد. وضعیت خانواده این فرصت را برای او فراهم کرد تا بتواند در سنین پایین در جغرافیای وسیعی مسافرت کند. او علاوه بر زبان مادری بنگالیاش، توانست بر چندین زبان از جمله سانسکریت، فارسی و عربی تسلط پیدا کند. در بیست سالگی، زبان انگلیسی آموخت و در کمپانی هند شرقی مشغول به کار شد. این کمپانی در آن زمان قدرت نظامی و سیاسی زیادی در شبه قارهی هند داشت. او بعدها به یک وامدهندهی خصوصی تبدیل شد و به سرمایهگذاری در سهام و املاک پرداخت. این فعالیتها سبب شد تا در چهل سالگی مردی ثروتمند باشد. در این دوران بود که توجه او به مطالعه و اصلاحات اجتماعی معطوف شد.
آزادی و اصلاحات
روی در کلکته ساکن شد. او در سال 1815 يك محفل فلسفی به نام «آتمیا سابا» (انجمن دوستانه) بنیان گذاشت. اعضای این محفل در خانه باغ او در شمال شهر همدیگر را ملاقات میکردند. این محفل به محور ارتباطی مجموعهای از مصلحان و آزاداندیشان تبدیل شد. روی یک روزنامه به نام «مرآت الاخبار» (آينهي خبرها) و یک هفتهنامه به نام «سامباد کامودی» (ماهِ روشنگر) را خریداری کرد و با انتشار گستردهی مطالب، به قهرمان آزادی گفتار و بیان تبدیل شد. او به عنوان یک فعال اجتماعی هم با زیادهخواهیهای استعمارگران و هم با رسوم غلط هندی از قبیل ازدواج کودکان، چند همسری و نظام طبقاتی به مخالفت برخاست. از سهمالارث برابر برای زنان حمایت کرد و مهمتر از همه، موفق به رایزنی برای ممنوعیت ساتی شد؛ براساس رسم ساتی، هنگام سوزاندن جسد مردان، بیوههای آنها هم باید خودشان را بر تل هیزم میانداختند و همراه جسد همسرانشان میسوختند.
ایجاد وحدت
رام موهان روی سنتهای فلسفی غربی را با مفاهیم هندوی برگرفته از متون باستانی همچون وداها، اوپانیشادها و بهاگاواد گیتا در آمیخت. خاستگاه فلسفهی او به مکتب «وِدانته اَدوَيته» برمیگشت. این مکتب، پیوندی خاص با آدي شانکارا فرزانهی قرن هشتمی دارد. یکی از اصلیترین ادعاهای این مکتب آن است. که روح با آتمن در نهایت با برهمن یا بالاترین درجهی واقعیت یکی است (ادویته از نظر لغوی یعنی «دونیست»)؛ و «رهایی» از شناختِ این وحدت بنیادین حاصل می شود. روی تلاش کرد تا «ودانته ادویته» را دوباره برقرار کند زیرا معتقد بود که این سنت فکری، پایه و اس فلسفی تمام سنتهای هندو است. در سال ۱۸۲۸، سازمانی را تشکیل داد که «براهمو ساماج» نام گرفت. این سازمان جنبشی اصلاحطلب بود که بر خرد و یکتاپرستی تأکید داشت.
در حدود سال ۱۸۳۰، به عنوان سفیر دربار گورگانی به انگلستان سفر کرد. این سفر به منظور درخواست افزایش اختیارات امپراتوری گورکانی صورت گرفت. او از این فرصت برای تشویق مقامات انگلیسی به حفظ ممنوعیت ساتي و پیشبرد برنامهی اصلاحات خود استفاده کرد. در انگلستان، با کمک همکاران آزاداندیش خود، به فعالیتهای اصلاحطلبانهی خود ادامه داد. او هنگام بازدید از شهر بریستول به مننژیت مبتلا شد و مدت کوتاهی پس از آن، در سال ۱۸۳۳ درگذشت.
دیدگاه خود را بنویسید