
كنفوسيوس
479 ق م- 551 ق م ¡ چيني
كنفوسيوس بنابر دلايلي، تأثيرگذارترين معلم در تاريخ چين به شمار ميآيد؛ يك فيلسوف انسانگرا كه دغدغهاش اين بود: چگونه با فضيلت زندگي كنيم، و چگونه جامعهاي را بر پايهي اين فضيلت بنيان بگذاريم.
«کنفوسیوس»، نام لاتینی شدهی کونگ فوتسه یا استاد کونگِ چینی است. او در ایالت لو واقع در شمال شرق چین (استان شاندونگ امروزی) به دنیا آمد و در دورانی زندگی کرد که به «بهار و پاییز» تاریخ چین معروف است. این دوران که نام آن برگرفته از کتاب چون چیو یا «وقایعنامهی بهار و پاییز» است، از ۷۷۰ قم تا ۴۸۱ قم ادامه پیدا کرد؛ دورانی از اغتشاشات و بیثباتیهای سیاسی که طی آن چندین ایالت کوچک به قصد چیرگی رقابت میکردند. کنفوسیوس بر این چند پارگی افسوس میخورد. در نتیجه، فلسفهاش به دوران قبلی یعنی سلسلهی ژوی غربی (771- 1046 قم) به عنوان دورهای از ثبات و همبستگی، ارجاع داشت؛ و در جستجوی بازیابی آن دوران بود تا آن چه را فضیلت روزگاران گذشته میدانست، زنده کند.
خانواده و سالهای نخستین زندگی
بر اساس گفتههای سیما چیانِ مورخ (۱۴۵ تا ۸۶ ق.م)، نویسندهی کتاب ارزشمند «یادداشتهای تاریخنگار بزرگ» در مورد تاریخ چین باستان، خانوادهی کنفوسیوس از نوادگان خاندان اشرافیِ سلسلهی باستانی شانگ بودند. درست یا غلط، گفته میشود تا قبل از تولد او، خانوادهاش تمام مایملکشان را از دست داده بودند. کنفوسیوس سه ساله بود که مشکلاتشان بیشتر هم شد؛ پدرش فوت کرد تا مادرش به تنهایی او را بزرگ کند.
عطش یادگیری
کنفوسیوس آشکارا تشنهی یادگیری بود. او به مدرسهی مردم عامی رفت و در آنجا بر هنرهای ششگانه- شامل آیینها، موسیقی، تیراندازی، مسابقات ارابهراني، خوشنویسی و ریاضیات- که پایهی تحصیلات چینی بودند، تسلط یافت و دانش خوبی دربارهی سنتهای کلاسیک به دست آورد. در سالهای آخر نوجوانی، اولین شغل از سلسله مشاغل دولتی سطح پایین خود را آغاز کرد. در سی سالگی مشغول تدریس شد و خیلی زود پیروانی پیدا کرد که تحت تأثیر این دیدگاه او قرار گرفته بودند؛ این که چگونه از طریق یادگیری، عدالت، فضیلت و خیرخواهی میتوان یک نظام اجتماعی و سیاسی هماهنگ ایجاد کرد.
در حدود سال ۵۰۲ قم، موقعیتهای شغلی باثباتتری پیدا کرد؛ ابتدا به عنوان فرماندار شهر کوچک ژونگدو و سپس به عنوان وزیر دادگستری ایالت لو. با این حال، خیلی زود از سیاست سرخورده شد. بر اساس آنچه در مجموعهی آموزههای او با نام مکالمات (در چینی لونیو) آمده است، از فرستادن دختران آوازهخوان و رقاص به عنوان هدیه از طرف ایالت چی (ایالت رقیب) به دربار لو دچار انزجار شد. با دریافت هدایا، نخستوزیر تا سه روز خود را غرق در میگساری کرد. در نظر کنفوسیوس، این روش ادارهی یک حکومت نبود. او بلافاصله لو را ترک کرد و برای مدتی در تبعید، در به در به دنبال حکمرانی میگشت که ممکن بود تمایلی به عملی کردن آموزههای اخلاقی او داشته باشد.
جستجو بینتیجه بود. او در ۴۸۴ قم به ایالت لو بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند. پیروان فراوانش به او به عنوان معلم بسیار احترام میگذاشتند، ولی به دلیل عدم موفقیتش به عنوان مشاور سیاسی، دل شکسته بود. او در حالی مرد که معتقد بود در وظیفهی مادامالعمرش برای «بازسازی جهان با نظم سلسلهی ژوی غربی» شکست خورده است.
کنفوسیوسِ آموزگار
«مکالمات» تنها گزارشی از آموزههای کنفوسیوس نیست، بلکه حاوی اطلاعات جالبی دربارهی چگونگی تدریس اوست؛ و نشان میدهد که چطور با آگاهی دقیق از نقاط قوت و ضعف دانشجویانش، روشی مناسب را در پیش میگرفت. او با شکیبایی دانشجویانش را راهنمایی میکرد. پیشرفتِ پیوسته از نظر کنفوسیوس مهمتر از پیشرفت سریع بود. او باور داشت که یک معلم خوب «نباید چیزی به دانشجو بیاموزد مگر آن که ابتدا اشتیاقی قوی نسبت به آن چیز در او ایجاد کرده باشد»؛ زیرا آن زمان که او به شوق بیاید، میتواند «سه برابر بیشتر از آنچه به او تدریس میشود را بیاموزد». کنفوسیوس تجربیات و مشاهدات دیگران را فرصتی برای یادگیری میدانست. او در قطعهای معروف از «مکالمات» میگوید: «هرگاه سه نفر در حال راه رفتن با یکدیگر باشند، در میان آنان معلمی برای من خواهد بود. خوبی آنها را برخواهم گرفت و از آن پیروی خواهم کرد؛ بدی آنان را میستانم و آن را اصلاح خواهم کرد.»
رِن و ژی
رِن یک مفهوم محوری در «مکالمات»، و یکی از فضیلتهای بنیادین آیین کنفوسیوسی است که ریشه در متنهای قدیمیتر چینی دارد این مفهوم اغلب به «انسانبودگی»، «خیرخواهی» یا «انسانیت» ترجمه میشود، ولی معنای درست آن تفاوت ظریفی دارد و از طریق واژهنگار چینی مربوط به رِن بهتر درک میشود. این واژه در چینی از دو مؤلفهی تصویری تشکیل شده است: واژهنگار سمت چپ یعنی «فرد» و واژهنگار سمت راست یعنی «دو». با کنار هم قرار دادن این دو مؤلفه، واژه نگار حاصل میتواند به معنای روش مطلوب اتصال- یا ارتباط- با دیگران تفسیر شود.
«مکالمات» روشن میکند که رِن یک خصیصهی فردی نیست؛ بلکه کاملاً بین فردی است: «فرد دارای رِن، خواهان برقراری ارتباط است و به دیگران نیز در این راه کمک میکند. او میخواهد برای خود دستاوردی داشته باشد و به دیگران نیز کمک میکند تا کامیاب شوند.» فرد نمیتواند دارای رِن باشد ولی رِن بر روابطش تأثیر نداشته باشد. رِن یک فضیلت اجتماعی است و کنفوسیوس انسان را موجودی اجتماعی میداند که هویتش در نتیجهي تعامل با جامعهی انسانی شکل ميگيرد.
در قطعهی بسیار مبهمی از «مکالمات»، کنفوسیوس در باب رابطهی رِن و دانش ژي چنین میگوید: «افراد برخوردار از ژي، از آب لذت میبرند ولی افراد برخوردار از رِن، از کوهها لذت میبرند». یکی از تفاسیر این قطعه آن است که رِن چیزی پایدار و ساکن است، همانند یک کوه. رِن نباید بنابر شرایط خاص تغییر کند. اما رِن به تنهایی کافی نیست. رِن باید با دانشی از تغییرپذیری جهان همراه باشد (و نیز دانشی که بتواند درست و نادرست را ببیند). یک زندگی سعادتمند نیازمند حفظ این دو در کنار یکدیگر است؛ استواریِ کوه مانندِ رِن یا خیر خواهی، و سیالیت ژی یا دانش.
تعالی از طریق آداب
ابعادی از استواری و سیالیت موجود در اصطلاحات رِن و ژی، در جنبهی مهم دیگری از تفکرات کنفوسیوس گردهم آمدهاند: لی، که معمولاً به «آداب» یا «رفتار مناسب» ترجمه میشود. در اصطلاح کنفوسیوسی، مفهوم آداب مجموعهای از قواعد و مقررات سفت و سخت نیست، بلکه شهودی، منعطف و خلاق است. اهمیت لی را شاید بتوان به بهترین وجه با بررسی «آداب موسیقی» توضیح داد (کنفوسیوس نه تنها یک موسیقیدان، آهنگساز خوانندهی، حرفهای بلکه همچنین استاد آموزش موسیقی بود). یک گروه موسیقی باید درکی مشترک از آنچه برای سبکشان مناسب است، داشته باشند. آنها باید درکی حداقلی از برخی قوانین پایهی موسیقی، همچون توالی آکوردها، تغییرات گام و ... داشته باشند. این نیز مهم است که بتوانند عمیقاً به یکدیگر گوش بسپارند. همچنین تفسیرشان از موسیقی باید خلاق و مبتکرانه باشد.
این ایدهها را میتوان به طور گستردهتري به آداب اجتماعی بسط داد. برای ایجاد هماهنگی اجتماعی، درک اقدام مناسب در هر شرایط خاص، ضرورت دارد. اعضای جامعه باید برخی قوانین اجتماعی بنیادی را درک کنند. آنها باید به یکدیگر توجه کنند و همچنین در نحوهی عملکردشان در این چارچوبها خلاقیت به خرج دهند. چنانچه تمامی این شرایط محقق شود، حاصل کار نه تنها دستیابی به هماهنگی اجتماعی و سیاسی، بلکه لذت متقابل و تعمیقِ احساسات مشترک خواهد بود. کلیهی تعاملات میان افراد، اشیا و طبیعت- و نیز اصولِ حکمرانیِ شایسته- باید توسط لی هدایت شوند. این ایده دربارهی رفتار شایسته بعدها در اثر کلاسیک کنفوسیوسی موسوم به لیجی (کتاب آداب) به صورتی مدون درآمد.
فلسفهی رسمی
تفکرات کنفوسیوس در گذر زمان زندگی میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار داد. در قرنهای چهارم و سوم قم، منسیوس «آیین کنفوسیوسی» را ایجاد و قاعدهمند کرد. سپس در دوران امپراتوران سلسلهی هان که در ۲۰۶ قم به قدرت رسیدند، آیین کنفوسیوسی به سرعت به ستون اصلی فلسفهی رسمی حکومت تبدیل شد. در میانهی قرن دوم قم، یک نظام ارزیابی جدید برای گزینش نیرو در بوروکراسیِ در حال رشد امپراتوری معرفی شد که مهمترین بخش این ارزیابی، دانش دربارهی آثار کلاسیک کنفوسیوسی بود. بدینطریق، تفکرات کنفوسیوس برای مدت دوهزار سال به محور زندگی فکری چینیان تبدیل شد.
آیین کنفوسیوسی علاوه بر چین، بر ایجاد فلسفه در کره، ژاپن و مناطق دورتر نیز اثر گذاشت در قرن هفده، نخبگان یسوعی آثار کنفوسیوس را به لاتین ترجمه کردند (و نامی لاتینی شده بر آن نهادند). در نتیجه، آثار او در غرب مشهور شدند و بر فیلسوفانی همچون ولتر و لایبنیتس اثر گذاشتند. امروزه آیین کنفوسیوسی- به عنوان یک سنت سیاسی کاملاً چینی - نه تنها در چین احیا شده، بلکه در حیطهی فلسفهی تطبیقی اهمیتی روزافزون داشته است.
اهمیت در دنیای امروز
یکی از حیطههای امروزی که تفکرات کنفوسیوس در آن اهمیت ویژهای پیدا میکند، رویکردی در فلسفهی اخلاق موسوم به اخلاق فضیلت است. مسألهی اصلی در اخلاق فضیلت، سؤالاتی چون «ماهیت خوبی چیست؟» یا «چه باید کرد؟» نیست، بلکه این است که «یک فرد با فضیلت چگونه عمل میکند؟» پاسخ کنفوسیوس مبنی بر آن که «فرد بافضیلت با رِن عمل میکند، و اعمالش را بر اساس لی تنظیم ميكند»، همچنان برای متفکران امروزی جالب است و آنها را به چالش ميكشد.
دیدگاه خود را بنویسید