
ماجراهای هاکلبری فین
1884 ¡ ايالات متحده
مارک تواین (1835- 1910)
رمان مارک تواین قصهای است دربارهی پسرکی سیزده چهارده ساله و ماجراجوییهای او و بردهای فراری به نام جیم در رود ميسيسيپي. هاک فین از شخصیتهای فرعی ماجراهای تام سایر (۱۸۷۶)، یکی از آثار قبلی تواین، بود اما در ماجراهای هاکلبری فین سرگذشت او را با صدای منحصر به فردِ خودش میشنویم. هاک مستقیم و بيواسطه و به زبانی عامیانه، روزمره و پر از شوخیها و نکتهسنجیهای جوانانه با خواننده حرف ميزند و ما را با مصائب خودش در خانه و مدرسهاش در قصبهای در ایالت میزوری در دههی ۱۸۳۰ همراه میکند. او که ترس و دلهرهی بازگشت پدر آزارگر و دائمالخمرش راحتش نمیگذارد، تصمیم میگیرد با یک کرجی به رود ميسيسيپي بزند و فرار کند. در راه، با جیم آشنا میشود؛ بردهی محلی سیاه پوستی که فرار کرده چون میترسیده اربابش او را به بردهداری در ایالتهای جنوبیتر بفروشد.
این زوج در امتداد رود ميسيسيپي پیش میروند و در طول مسیر، روایتِهاک لحظههای آرام همسفریشان را ثبت میکند، از جمله گفت و گوهای او و جیم دربارهی ماهیت زبان، جامعه خانواده و اصول اخلاقی. گهگاه در ساحل پهلو میگیرند و در شهرهای کوچک ساحلی درگیرِ ماجراهایی ميشوند، ماجراهایی مثل خصومت و دشمنیِ دو خانوادهی شپردسن و گرنجردفرد و جدال خشونتآمیز باگزِ مست و سرهنگ شربرن. این مواجههها ما را با شخصیتهای گوناگونی آشنا میکنند و وجوهی از فرهنگ ميسيسيپي را پیش چشممان میگذارند که تواین در کودکی تجربهشان کرده است. بازگویی این ماجراها فرصتی به تو این میدهد تا جهان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگیِ ایالتهای جنوبی آمریکا در اوایل قرن نوزدهم را بکاود. در آغاز، هاک میترسد که به خاطر کمکش به جیم در فرار از بردگی به جهنم برود اما سرانجام میبینیم که عذاب دوزخ را به خیانت به دوستش ترجیح ميدهد. تواین بعدها توضیح میداد که ماجراهای هاکلبری فین رمانی است که در آن، «قلبی سلیم و وجدانی معیوب به هم میرسند و در نهایت، وجدان شکست میخورد.»
فریبکاری و دروغگویی دربارهی هویتِ خود پای ثابت ماجراهای هاکلبری فین هستند. این مضامین وقتی پررنگتر میشوند که دو خلافکار اهلِ ميسيسيپي که خودشان را دوک و کینگ مینامند و ادعا میکنند- ادعایی که البته باورکردنی نیست- از تبار خاندانهای سلطنتی اروپا هستند، کرجیِهاک را عملاً میدزدند. این دو هنرپیشهی شیاد عجولانه اجراهایی از نمایش نامههای شکسپیر ترتیب ميدهند و البته در این حقهبازیها روی ذوقزدگیِ جاهلانهی تماشاچیانِ ساحل نشین و ترفندهای شنیعِ خودشان برای خالی کردنِ جیب مردم حساب ميكنند. اما بالاخره دست دوک و کینگ رو میشود. آنها هم جیم را میدزدند و به عنوان برده به صاحب مزرعهای کنار رود میفروشند. از قضا این مزرعهدار از خویشاوندان تام سایر است و این ماجرا مقدمهای میشود بر بخش پایانی کتاب.
در فصلهای پایانی، دوباره سروکلهی تام سایر پیدا میشود و او وهاک نقشههای مختلفی برای آزاد کردنِ جیم- که البته دست آخر تصمیم میگیرد نزد ارباب خودش برگردد- میکشند؛ نقشههای بازیگوشانهای که همه در داستانهای رمانتیک اروپایی ریشه دارند، از آثار والتر اسکات گرفته تا آثار الکساندر دوما. اشتیاق تام به کشف اسرار و حل معماها بر پیرنگ رمان سایه میاندازد و قصه از توصیف مفصل سیر و سفر در رود فاصله میگیرد و به سبکی که تو این پیشتر در ماجراهای تام سایر هم به کار گرفته نزدیک میشود. اما به لحاظ سبک، زبان هاک همچنان ویژگی معرفِ این کتاب است، مخصوصاً وقتی با نمادگراییِ مرد سیاهپوست و سفر دوستیِ پسر سفیدپوستِ قصه، در چشمانداز شکوهمند ميسيسيپي و در متن یکه تازیِ بردهداری و تعصب نژادی، میآمیزد.
در آخرین فرازهای رمان، میبینیم که هاک همچنان سرکش و رام نشده است و میگوید «باید فلنگ را ببندم و راهیِ جاهای نرفته بشوم» تا از چنگ آنهایی که میخواهند او را به دام مدرسه و تمدن بیندازند، فرار کند. هاکِ حقیقتاً آزاد و رها به غرب میرود تا ماجراهای بیشتری را از سر بگذراند و جای خودش را در تاریخ ادبیات آمریکا پیدا کند.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید