
مادام بُواری
1857 ¡ فرانسه
گوستاو فلوبر (۱۸۲۱-۱۸۸۰)
مادام بواری اولین زمان گوستاو فلوبر بود. آنچه فلوبر را متمایز میکرد پایبندیاش به سنت ادبیِ سختگیرانهای بود که میگفت رد و نشانِ باورها و داوریهای نویسنده نباید در داستان دیده شود. فلوبر، به اصرار دوستانش که میگفتند باید استعداد عیان نویسندگیاش را در نوشتن از سوژهای معاصر به کار بگیرد، مادام بواری را شروع کرد. او بیشتر به تاریخ کلاسیک و موقعیتهای غریب علاقه داشت و بنابراین، اولش زیر بار نمیرفت اما بالاخره قبول کرد قصهی زنی شهرستانی را بنویسد. كه رؤیاهایش او را گرفتارِ گردابِ بدهی و فریب و نومیدی ميكنند. ماجراهای مادام بواری در نرماندی - منطقهای آشنا برای فلوبر - و بین دهههای ۱۸۲۰ و ۱۸۴۰ اتفاق میافتادند. کتاب، با لحنی سرد و بیاحساس که خیلی وقتها آزارنده میشود، تلاش مشقت بارِ زنی جوان و احساساتی و به طرزی غمانگیز خود فریب، برای رهایی از غل و زنجیرِ آداب و رسومِ بورژوایی را روایت میکند.
رمان با وصف کودکی و نوجوانیِ شارل بواریِ شهرستانی شروع میشود که حالا پزشکی میانمایه و دل مرده شده است. شارل، پس از آشنایی با دختر زیبای یکی از مزرعهداران ثروتمندِ محلی، با او ازدواج ميكند و از این جای قصه، رمان بیشتر با آرزوها و افکارِ اِما، همسر شارل، سروکار دارد. اِما، که زندگی مشترک برایش ملالآور است و کوتهبینیِ شوهرِ کودنش هم کلافهاش کرده، تشنهی تجربههایی شبیه آن چیزهایی است که در رمانها دربارهشان خوانده است.
نيمهي اول كتاب نخستين سالهاي بيماجرا و عاديِ زندگيِ كسالتبارِ اما و شارل را روايت ميكند. در اين نيمه دربارهي بهت و حيرتِ اِما از شكوه ضيافتِ رقصِ اشرافزادهاي محلي، تولد فرزندش بِرت، شوريدگيِ اِما در آغاز سَر و سِرش با دانشجويي جوان به نام لئون، و توبهي ناگهانياش در يك لحظهي شهود مذهبي ناشي از تصور نزديكيِ مرگ ميخوانيم. اما همهي اينها فقط پيشدرآمدي است بر درام جاري در نيمهي دوم رمان؛ وقتي كه اِما اميال و خواستههاي خودش را ميپذيرد و، بيهراس از تاواني كه بايد بپردازد، همانطور كه ميخواهد زندگي ميكند.
روابط عاشقانهي اِما بدنهي اصلی پیرنگ مادام بواری را میسازند و زبان فلوبر هم تردیدی باقی نمیگذارد که افکار رمانتیک اِما، که به گمانِ خودش استثنایی و بینظیرند، در واقع پیش پا افتاده و همه گیرند. با این حال، ما با اشتیاق اِما به چیزی ورای ابتذال زندگی بورژوایی همدلی ميكنيم. مصیبت اِما به چشم ما بزرگ است چون مجموعهی شخصیتهای حقیری که به زندگیِ او شکل ميدهند را هم میبینیم؛ شخصیتهایی مثل موسیو هومه که انواع و اقسام داروها و زهرها را به شهرشان میآورد، و موسیو لورو که کالاهای تجملی را از بهترین بوتیکها میخرد و برای فروش میآورد و به هر دری میزند تا مشتریانش را گرفتار قسط و نسیه کند. رمان مادام بواری بازنمایی دقیقی است از زبان و سنتهای گاهی مضحکِ زندگی شهرستانی. زیر عنوان کتاب «آدابِ شهرستانی» است و این آداب در زنجیرهای از صحنه های گروتسک و خندهدار بازنمایی میشوند؛ صحنههایی که از آرزوها و رفتارهای خودخواهانهی شخصیتها پرده برمیدارند.
فلوبر، با زبانی کنایهآمیز و بیاحساس، محدودیتِ توانِ شارل بواری را ماهرانه به تصویر ميكشد: اِما- برای این که وجههی اجتماعی شوهرش را بهتر کند- و موسیو هومه- برای این که نام شهرشان را سر زبانها بیندازد - شارل را به انجام یک جراحی تشویق میکنند اما او افتضاح به بار میآورد. همزمان، درام اصلی رمان هم پیش ميرود: سَر و سرّ اِما با مردی محلی و رذل به نام رُدُلف. اِما، از همان اول، فریبِ اغواگریهای این مردِ پرتجربهی کلبی مسلک را میخورد اما ردلف ترکش میکند و اِما باز به چاه ناامیدی میافتد، تا این که لئون، معشوقِ سابقش را که حالا پختهتر و جهان دیدهتر شده، دوباره میبیند. و همین دیدار است كه رمان را به پايانِ تراژيكش ميرساند.
فلوبر در مادام بواری تصویری ظریف و دقیق از زندگی در شهرستانهای فرانسه ی قرن نوزدهم پیشِ چشممان میگذارد؛ زندگیای که فلوبر میگوید از ابتذال و فلاکت و ملالش بیزار است. با این حال، توصیفهای فلوبر از این شیوهی زندگی- عروسیها، محافل رقص، بازارهای مکاره، شهروندانِ از خودراضی، و کشیشها و پزشکان خود مهم پندارش – جاندار و طنازانهاند. شخصیتهای فرعی قصه ی فلوبر نوعی جامعهي کامل میآفرینند؛ جامعهای که با وجود همه ی تعصباتش، ناهمگن است و زنده. فلوبر تعمداً، در شخصيت اِما بواري، قهرمانی خلق کرده که خواننده را به واکنشهایی متناقض برمیانگیزد. وقتی آرزوهای دست نیافتنی اِما در برابر واقعیتِ تراژیک رنگ میبازد، ما هم درماندگی و یأس او را حس میکنیم و، در عین حال، از سادگی و حماقتش مشمئز میشویم.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید