معرفی فلاسفه مارتا نوسباوم

بوک شهر

1403/1/18

2 بازدید

349085603

مارتا نوسباوم

متولد 1947 ¡ آمريكايي

فلسفه‌ي مارتا (كرِيوِن) نوسباوم به طور خاص روي احساسات انساني متمركز است. او همچنين از مدافعان پرشور نقش مثبتي است كه فلسفه مي‌تواند در حيات جمعي انسان‌ها در دنياي مدرن ايفا كند.

سال ۱۹۴۷ در یک خانواده‌ی مرفه در نیویورک به دنیا آمد. او به مدرسه‌ای خصوصی رفت و در رشته‌ی تئاتر و ادبیات کلاسیک تحصیل کرد. سپس وارد کالج ولزلی شد. وی که از ابتدا به تئاتر یونان باستان علاقه داشت، در سال دوم، کالج را ترک کرد و مدتی را به بازیگری گذراند. پس از آن به دانشگاه نیویورک رفت و از آنجا در رشته‌ی تئاتر و ادبیات کلاسیک مدرک کارشناسی گرفت.

در این دانشگاه همسر آینده‌اش، زبان‌شناس یهودی معروف، آلن نوسباوم، را ملاقات کرد. مارتا به دین یهود درآمد و در سال ۱۹۶۹ ازدواج کرد. این زوج بعدها طلاق گرفتند اما مارتا همچنان یهودی ماند.

در دهه‌ی ۱۹۷۰، در مدرسه‌ی عالی دانشگاه‌ هاروارد نام‌نویسی کرد. فضای این دانشگاه سرشار از تبعیض بود و به مذاق او خوش دانشگاه نیامد. با این حال، در همین رساله‌ی دکترایش را در مورد آثار کلاسیک یونان با تمرکز بر آرای ارسطو در مورد زندگی انسانی و حیوانی ارایه داد.

نوسباوم به عنوان عضو رده پایین هیأت علمی دانشگاه پذیرفته شد و اولین زنی بود که توانست استاد ‌هاروارد شود. او تا دهه‌ی ۱۹۸۰ در این کالج تدریس کرد اما دوران تصدی‌اش را تمدید نکردند و نهایتاً به دانشگاه براون رفت.

اقتصاد توسعه

از میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۸۰ (همزمان با کار در دانشگاه براون) به پیشنهاد آمارتیا سِن اقتصاددان، سمتی را در مؤسسه‌ی جهانی تحقیقات اقتصاد توسعه در دانشگاه سازمان ملل در فنلاند بر عهده گرفت و طی هفت سال بعدی، یک ماه از سال را در آنجا گذراند.

نوسباوم با همراهی سن، نظریه‌ای را مطرح کرد که آن را «رویکرد قابلیت» به توسعه‌ی ملی نامیدند: تلاشی برای درک کیفیت زندگی در رویکردی وسیع‌تر از مقیاس‌های تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص ملی.

نوسباوم کارش را با بررسی نقطه‌ی تلاقی میان فلسفه، قانون، سیاست، اقتصاد، توسعه و سیاست‌گذاری عمومی ادامه داد. در سال 1995، شروع به تدریس در دانشکده‌ی حقوق دانشگاه شیکاگو کرد و تاکنون استاد قانون و اخلاق در کرسی خدمات ممتاز ارنست فرویند در این دانشگاه است.

نقطه‌ی محوری کارهای فلسفی نوسباوم، مشارکت عمومی است. از نظر او فلسفه نباید صرفاً تأملاتی در برج عاج و به دور از جامعه باشد. او نقش فیلسوف را در دنیای امروز، همانند دوران یونان باستان، درگیر شدن با واقعیت‌های اجتماعی، سیاسی و حقوقی جامعه‌ی معاصر می‌داند.

دانش قابل فهم

نوشته‌های نوسباوم هم دانشگاهی و هم قابل فهم هستند. او در گفتگوهای فلسفی شرکت می‌کند اما این گفتگوها را منحصر به فلاسفه نمی‌داند. او علاوه بر آثار فلسفی تخصصی، غالباً مقاله‌هایی برای طیف وسیع‌تری از مخاطبان عام می‌نویسد. نوسباوم بارها در تلویزیون و رسانه‌های جمعی ظاهر شده است.

زندگی و احساسات

یکی از دغدغه‌های همیشگی نوسباوم، نقش احساسات در زندگی انسان است. برای او، هر به نظريه‌ي بخردانه درباره‌ی عمل و وجود انسان باید با به رسمیت شناختن آسيب‌پذيري انسان آغاز شود. برای آن‌که بتوانيم به عنوان موجودانی انسانی رشد و پیشرفت کنیم، ضروری است که واقعیت آسيب‌پذيري خودمان و همچنین آسيب‌پذيري دیگران را بپذیریم.

این ایده با مفهومی برگرفته از فلسفه‌ی یونان (به ويژه ارسطو) به نام «ائودایمونیا» (به معنای خوش‌روانی و شکوفایی) به عنوان غايب زندگی انسان، پیوند دارد. در زندگی شکوفا، افراد می‌توانند قابلیت‌هایشان را به عنوان یک انسان درک کنند و ظرفیت‌ها و توانایی‌هایشان را ارتقا ببخشند. نوسباوم اولین بار در کتاب «شکنندگی نیکی» که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد، پیوند میان شکوفایی وآسيب‌پذیری را بررسی کرد. در این کتاب، ایده‌ی «شانس اخلاقی» را از الطریق تحلیل فلسفه‌ی کهن و تراژدی‌های یونان باستان مورد بررسی قرار داد.

مسأله‌ی اصلی در «شکنندگی نیکی» و «شانس اخلاقی» این است: ما اغلب آرزو داریم زندگی «نیک»ی در پیش بگیریم و اخلاقی عمل کنیم، اما در جهانی زندگی می‌کنیم که اتفاقات «تصادفی» آن، مدام در حال محدود کردن توانایی‌هایمان برای رسیدن به این آرزو هستند. نوسباوم در اثر بعدی خود برای توضیح پیوند میان شکوفایی و آسیب‌پذیری، به صورت تمثیلی می‌گوید که زندگی انسان به جای آن که «جواهرگونه» باشد، «گیاه مانند» است. ما انسان‌ها لطیف، حساس و مستعد زخمی شدن هستیم اما به خاطر همین ویژگی‌هاست که اتفاقاً قابلیت رشدی سرسختانه داریم.

از نظر او، انگاره‌ی آسیب‌پذیری پیامدهای وسیعی دارد. بسیاری از رویکردهای ما به اخلاق، سیاست، قانون و زندگی خوب، واقعیت آسيب‌پذيري را کاملاً نادیده می‌گیرند. بدين‌ترتیب، این رویکردها هستی انسان را اشتباه تفسیر می‌کنند و بنابراین نمی‌توانند به مسائل اخلاقی مهمی که با آنها مواجهیم، رسیدگی مناسبی داشته باشند.

نوسباوم در مورد بسیاری از جنبه‌های زندگی احساسیِ انسان شامل انزجار، شرم، میل و خشونت، مطالبی نوشته است. او در آثارش در مورد خشم، باورهای ما درباره‌ی خشم به عنوان امری موجه یا حتی مفید را نادرست می‌داند. او می‌نویسد: «اگر به دقت درباره‌ی خشم فکر کنیم، می‌توانیم بفهمیم که چرا این روش برای اداره‌ی زندگی، احمقانه است». نوسباوم می‌گوید اساس خشم، میلی است که به تلافی یا انتقام وجود دارد. با این حال، بنا به گفته‌ی او، این تمایل به تلافی عمیقاً نادرست و معیوب است. تلافی به هیچ وجه اشتباه قبلی را از بین نمی‌برد و جهان را نیز به مکان بهتری تبدیل نمی‌کند. او معتقد است که تلافی فقط به خاطر مسأله‌ی جایگاه و منزلت اتفاق می‌افتد. اگر شما مرا تحقیر کنید و از جایگاه و منزلت من بکاهید، من می‌توانم تلاش کنم تا تعادل را با تحقیری متقابل جبران کنم. او خاطر نشان می‌کند که خشم و این نگرانی در مورد جایگاه و منزلت اغلب در هم پیچیده و با هم مرتبط هستند. به هر حال، این نگرانی مفید واقع نمی‌شود و فقط جلوی روند سایر نیکی‌های انسانی را می‌گیرد. برای مثال، اگر فردی گربه‌ی همسایه‌اش را بکشد، همسایه موجه می‌بیند که خشمگین شود. بخشی از این خشم با نگرانی در مورد جایگاه و منزلت در هم آمیخته: «چطور جرأت کرده است؟!» در تلاش برای به دست آوردن جایگاه و منزلت از دست رفته، همسایه هم ممکن است تصمیم به تلافی بگیرد و به عنوان مثال، او هم گربه‌ی آن فرد را بکشد.

نگاهی فراتر از خشم

تلافی ممکن است مشکل جایگاه و منزلت را حل کند (همسایه قدرت خود را به اثبات می‌رساند و به جایگاهی «برابر» دست مي‌يابد) اما مشکل اصلی یعنی گربه‌ی مرده را حل نمی‌کند (حالا دو گربه‌ی مرده وجود دارد) و به طور قطع، مسأله‌ی پیچیده‌ی عدم حسن همجواری را تشدید مي‌سازد. حرف نوسباوم این نیست که نباید خشم را تجربه کنیم، بلکه می‌گوید باید آن را به عنوان یک مرحله‌ی انتقالی ببینیم و سپس هر چه سریع‌تر با روحیه‌ای سرشار از «بلند نظری و خرد آینده‌نگر»، برای موقعیت پیش‌آمده چاره‌ای بیندیشیم. او از نلسون ماندلا به عنوان فردی یاد می‌کند که می‌توانست فراتر از خشم بنگرد.

در سال 2017، برای ایراد سخنرانی در مجموعه سخنرانی‌های جفرسن به میزبانی بنیاد موقوفه‌ی ملی علوم انسانی دعوت شد که یکی از بالاترین افتخارات دانشگاهی در آمریکا به شمار می‌آید.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید