
مرد بیخاصیت
1930- 1943 ¡ سه جلد ¡ اتریش
روبرت موزیل (۱۸۸۰- 1942)
روبرت موزیلِ مهندس از روانشناسی رفتاری و فلسفه و خیلی چیزهای دیگر هم سررشته داشت اما برای یافتن پاسخ سؤالهای وجودیاش سراغ قالب ادبی رمان رفت. حاصل این انتخابِ او کتاب عظیم و متفکرانهای بود که حالا به «رمان فیلسوف» معروف شده؛ رمانی که نویسندهاش آن قدر عمر نکرد که کاملش کند. مرد بیخاصیت راویِ دانای کل و سبکی جستارگون دارد و قصهاش در وین، پایتخت امپراتوری اتریش مجارستان (که در این رمان «کاکانیا» ناميده میشود)، و در آخرین سالهای عمر این امپراتوری پیش از فروپاشیاش در جنگ جهانی اول اتفاق ميافتد. اولریش، شخصیت اصلی قصه، جوانی ثروتمند، فیلسوفمآب و «بیخاصیت» است که جهان پیرامونش را منفعلانه مشاهده و تجربه میکند و همه جور آدمی- از زنی که در خانهاش حلقهای از روشنفکران را دور هم جمع میکند تا خلافکاری آدمکش- میان دوستان و آشنایانش پیدا میشود.
این دوستان و آشنایان هم تعصبات و عشقهای ممنوعِ خودشان را دارند و روایت بارها تصویری طنزآمیز از جامعهی ویننشینها ترسیم میکند اما این فرصت را هم به موزیل میدهد که سراغ جنبههای مختلف فلسفه، علم و تکنولوژی مدرن برود. موزیل، با نثر هنرمندانه و بینظیرش، همهی اینها را در هم ميتند و سیر وقایع قصه و تفسیرشان را چنان کنار هم میگذارد که هر ایده و هر اندیشه در تصویر، شخصیت یا موقعیتی خاص بازتاب یابد. نویسندگان و منتقدان مرد بیخاصیت را شاهکاری بزرگ میدانند. در کشورهای آلمانیزبان، موزیل در کنار فرانتس کافکا، توماس مان و هرمان هسه در زمرهی برترین رماننویسهاست و در کشورهای دیگر هم تأثیر او را با تأثیر جیمز جویس و مارسل پروست مقایسه کردهاند.
رمان او تمثیلی اخلاقی است؛ تلاشی برای یافتن زندگیِ حقیقتاً انسانی در جهان مادهپرستِ مدرنی که علم و تکنولوژی بسیاری از ارزشها و قطعیتهای قدیمیاش را بر باد دادهاند. و کمتر تلاشی در این حوزه به لحاظ دامنه و عمق و جسارتِ خلاقانه به پای تلاش موزیل ميرسد.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید