معرفی رمان میدل مارچ

بوک شهر

1403/1/11

1 بازدید

بیبیبشس

میدل مارچ

جرج البوت (1818- 1880)

پیچیده‌ترین رمان جرج البوت، همان‌طور که زیر عنوانش مي‌گويد، «مطالعه‌اي در باب زندگي شهرستاني» است. اليوت قصه‌های متفاوت اما مرتبطِ شخصیت‌های پرشمار را در هم مي‌تند تا تصوير دقيقي از شيوه‌ي عملِ كلِ جامعه‌اي كه حول شهر ميدل مارچ شكل گرفته، پيش چشم‌مان بگذارد. او با واكاويِ موشكافانه‌اي ازدواج‌ها، جدال‌هاي خانوادگي و اوضاع حرفه‌اي شخصيت‌هاي متعددِ قصه، نشان‌مان مي‌دهد كه آن‌ها چگونه با دگرگوني‌هاي اجتماعي و اقتصادي كنار مي‌آيند (مخصوصاً مي‌بينيم كه شخصيت‌هاي رمان چگونه پول در مي‌آورند و چگونه پول‌شان را از دست مي‌دهند).

هر دو شخصيت اصلي قصه، وروتيا و ليدگيت، آرمانگرا هستند. دوروتيا مي‌خواهد پولي را كه به ارث برده صرف خير كند. او، پس از پاسخ منفي به خواستگاري سِر جيمز چِتم، زمين‌دارِ محلي، شيفته‌ي ادوارد كسابُن مي‌شود؛ مردي كه به گمانِ دوروتيا «دانش كامل را با پرهيزگاري خالصانه مي‌آميزد.» اما افسوس كه كسابُن نه چندان داناست و نه چندان پارسا. در ماه‌هاي پس از ازدواج‌شان، دوروتيا متوجه مي‌شود شاهكاري كه كسابُن از آن دم مي‌زند و مي‌گويد «كليدِ اسرار همه‌ي اسطوره‌ها»ست، نه تنها اثرِ مهمي نيست، بلكه اساساً هرگز كامل نشده است.

ليدگِيت هم پزشكي جوان است كه به ميدل‌ مارچ مي‌آيد و مي‌خواهد با بهره‌گيري از جديدترين يافته‌هاي علم پزشكي، شرايط زندگي ساكنان اين شهر را بهتر كند. او براي عملي كردنِ افكارش، ناچار است به ائتلافي ناخوشايند با بالسترود، بانكدار قدرتمند محلي، تن بدهد. ليدگيت هم گرفتار عشق می‌شود و با رُزاموند وینسیِ زیبا اما لوس و ناز پروده ازدواج می‌کند؛ دختری که تأمین خواسته‌های مادی‌اش در توانِ لیدگیت نیست. گرچه این دو عاشق یکدیگرند، الیوت درباره‌شان چنین می‌گوید: «لیدگیتِ بینوا! یا می‌شود بگویم رُزاموند بینوا! هر کدام در دنیایی زندگی می‌کردند که دیگری چیزی درباره‌اش نمی‌دانست.»

میدل مارچ پر است از ماجراهایی که گرچه ماهیتی خصوصی دارند، زیر نگاه سنگین همسایه‌ها و بستگان رخ می‌دهند. در این رمان، هیچ شخصیتی نمی‌تواند خودش را از حرف و نظر مردم و شایعه‌هایی که دهان به دهان در میدل مارچ می‌چرخند، رها کند.

جرج الیوت، وقتی میدل مارچ را مي‌نوشت، پنجاه و چند ساله بود و از زنان مشهور اهل قلم به شمار می‌رفت. او مترجم، تقدنویس و جستارنویس بود و در سی و نه سالگی هم اولین رمانش، آدام بید، را منتشر کرده بود. این کتاب موفق بود و اليوت، پیش از نوشتن میدل مارچ، چهار زمان دیگر هم نوشت. هم خانگیِ آشکار او با جرج هنری لویس، نویسنده‌ی متاهلی که از حامیان جدیِ فعالیت ادبی اليوت بود، با عرف انگلستان ویکتوریایی سازگار نبود. با این حال، الیوت هم زمان‌نویسی محبوب بود و هم براي خيلي‌ها حكم مرشد فكري و اخلاقي را داشت.

ردِ دغدغه‌های فکری الیوت را در ميدل‌مارچ هم مي‌شود ديد. شخصیت‌های قصه درباره‌ی نقش زنان در جامعه حرف می‌زنند. و راوی گاهی با لحنی طنزآمیز درباره‌ی توقعات مردان از زنان نظر می‌دهد. باورهای (و ناباوری‌های) مختلف مذهبی هم در مقابل هم قرار می‌گیرند و سرنوشت شخصیت‌های قصه را تعیین مي‌كنند. خود الیوت باورهای مذهبی را نفی مي‌كرد اما در مقام رمان‌نويس، مسحور نقش و اهمیت اجتماعیِ این باورها بود.

پیرنگ میدل مارچ پیچیده است. وقایعی که در گذشته پنهان بوده‌اند برملا می‌شوند که وجهه‌ی اجتماعی آدم‌ها گاهی روی خباثت‌ها و دسیسه‌هاشان پرده می‌کشد. به این ترتیب، پای پدیده‌هایی مثل باج‌خواهی - یا حتی چیزهایی بدتر از آن - به جهان میدل مارچ باز می‌شود. بالسترود، بانکدار نفرت‌انگیز و ریاکار، مکافات عملش را می‌بیند اما درست همان وقت که دورویی او فاش می‌شود، الیوت کاری مي‌كند که دل‌مان برای او به رحم آید. در این زمان عمیقاً انسانی، چنین غافلگیری‌هایی کم نیستند.

شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید