
هانس كريستين آندرسن
1805- 1875 ¡ دانماركي
داستان زندگياش بسيار شبيه به يكي از قصههاي اوست؛ او را ژندهپوشي به ثروت رسيد و به يكي از پرمخاطبترين نويسندگان تاريخ ادبيات تبديل شد، اما زندگي شخصياش با عشقي نافرجام تباه شد.
هانس کریستین آندرسن در اودنسه، در نزدیکی کپنهاگ به دنیا آمد. پدرش در ۱۸۱۶ درگذشت و مادرش که رختشور بود، برای گذران زندگی و پرداخت هزینهی تحصیل پسرش تلاش بسیاری کرد. صدای فوقالعاده زیبای آندرسن توجه تئاتر سلطنتی دانمارک را به او جلب کرد و با وجود این که اميدهایش برای زندگی روی صحنه، با خشدار شدن صدایش از بین رفت، اما با ژوناس کالین، یکی از کارگردانهای تئاتر آشنا شد. با خیرخواهی کالین و اضافه شدن حمایت مالی پادشاه دانمارک، فردریک ششم، آندرسن توانست به مدرسهي راهنمایی در جنوب غربی کپنهاگ برود. هر چند از مدرسه ناراضی بود، اما رفتن به مدرسه این امکان را به او داد تا در ۱۸۲۸ وارد دانشگاه کپنهاگ شود.
یک سال بعد، اولین اثر مهمش را نوشت: «گزارش یک پیادهروی از کانال هولمن تا نقطهی شرقی جزیرهی آماگر» که در آن راوی، حین سفر با مجموعهای از موجودات و شخصیتهای خارقالعاده روبهرو میشود. این، یک موفقیت بزرگ در دانمارک بود. آندرسن به نوشتن رمان، شعر و نمایشنامه ادامه داد و هر یک از آثارش با استقبال متفاوتی روبهرو شد. او به سفر علاقهمند شد و به اسکاندیناوی، اروپای جنوبی، آسیای صغیر و آفریقا سفر کرد؛ سفرهایی که به تأثیرگذاری آثار او کمک شایانی کردند.
آندرسن در قصههایش که سهم عمدهاي در شهرت او داشتند، از تجربیات دوران کودکیاش استفاده کرد. او این داستانها را با احساسات پیچیده و اغلب متضاد آغشته کرد و آنها را با شخصیتهای کهن الگوی داستانهای عامیانه انباشت و همین باعث شد آثارش در میان نسلهای متوالی و فرهنگهای مختلف بازتاب داشته باشد. در ۱۸۳۷ داستانهای «پری دریایی کوچک»، «لباسهای جدید امپراتور»، «دخترک بندانگشتی» و تعدادی داستان دیگر را در مجموعهای به نام «قصههای پریان» (۱۸۳۷) منتشر کرد که در ابتدا در زادگاهش، دانمارک، به س فروش میرفتند.
آرزوهای برآوردهنشده
آندرسن هرگز ازدواج نکرد، اما مستعد عاشقی و شیدایی بود. اشتیاق آشکار او به جنی لیند، خوانندهی اپرای سوئدی، مینای داستان «بلبل امپراتور چین» در نظر گرفته میشود و ردشدنش از طرف لیند به نوشتن «ملکهی برفی» منجر شد. او همچنین احساسات شدیدی نسبت به مردان از جمله دوک وایمار و رقصندهي معروف، هارالد شارف ابراز کرد، اما در نامهای اعلام کرد که چنین احساساتی باید یک راز باقی بماند.
داستانهای آندرسن به انگلیسی ترجمه و در مجلاتی منتشر شد که آثار غولهایی مانند چارلز دیکنز را به چاپ میرساندند. او به انتشار داستانهای خود ادامه داد و به شهرتی جهانی دست یافت. این داستانها هنوز هم محبوب هستند و چندین نسل از نویسندگان کودک را تحت تأثیر قرار دادهاند.
دیدگاه خود را بنویسید