معرفی فلاسفه هيلدگارد اهل بينگن

بوک شهر

1403/1/15

1 بازدید

899659

هيلدگارد اهل بينگن

1179- 1098 ميلادي ¡ آلماني

هيلدگارد معروف به «غيب‌گوي راين» يكي از برجسته‌ترين زنان دوران خود بود. او پيشگو، عارف، آهنگساز و نويسنده‌اي بود كه در طيف گسترده‌اي از موضوعات از كيهان‌شناسي تا پزشكي مطلب مي‌نوشت.

هیلدگارد احتمالاً در برمرسهایم راین‌لند متولد شد. او به عنوان دهمین فرزند خانواده توسط والدین زمین‌دار ثروتمندش به کلیسا پیشکش شد؛ عملی که در آن زمان مرسوم بود. در سال ۱۱۰۶ برای تحصیلات مذهبی تحت مراقبت زنی نجیب‌زاده به نام یوتا اهل اشپانهایم قرار گرفت. آنها پیش از عزلت گزیدن در صومعه‌ی دیسی بودنبرگ، در املاک یوتا زندگی می‌کردند. یوتا درون صومعه‌ی دیسی بودنبرگ، یک «اقامتگاه راهبه‌ها» تأسیس کرد که سال‌های مدیدی خانه‌ی هیلدگارد بود.

هیلدگارد از سنین بسیار پایین، الهاماتی را تجربه کرد. در این مواقع، نوری آتشین او را در بر می‌گرفت و در حالی که توان حرکت نداشت، برای لحظاتی بینش روحانی ژرفی پیدا می‌کرد. او تا مدت‌ها در مورد این تجربه‌هایش سکوت کرده بود.

آثار پیشگویانه

پس از مرگ یوتا در سال 1136، هیلدگارد جای او را به عنوان رئیس «اقامتگاه راهبه‌ها» گرفت و خیلی زود به کمک راهبی به نام فُلمار که نقش کاتب او را پذیرفته بود، شروع به ثبت الهامات و پیشگویی‌هایش کرد. نتیجه‌ی این کار سه نوشته‌ی جالب توجه در زمینه‌ی الهیات بود: «اسکیویاس» (مسیر را بشناس، ۱۱۵۱-۱۱۴۱) «کتاب مزایای زندگی» (۱۱۶۳-۱۱۵۸) و «کتاب آثار آسمانی» (۱۱۷۴-۱۱۶۳).

در میان این سه «اسکیویاس» از همه معروف‌تر است؛ تاحدی به دلیل تصویرسازی‌های خیره‌كننده‌ی نسخه‌ی دست‌نویس آن که احتمالاً توسط خود هیلدگارد انجام شده‌اند. این کتاب مملو از تخیلات آخرالزمانی است و با موضوعاتی همچون آفرینش، رستگاری و آمرزش سر و کار دارد. «مزایای زندگی» در قالب یک گفتگو بین فضیلت و فساد نوشته شده و «آثار آسمانی» شامل نظریات کیهان‌شناختیِ بسیار بحث‌برانگیز هیلدگارد است.

هیلدگارد پیش از آن که الهاماتش را منتشر کند، به طور خردمندانه‌ای درصدد جلب تأیید برنارد اهل کلروو برآمد که مشهورترین روحانی آن زمان بود. او خیلی زود به شهرت رسید و تعداد کسانی که می‌خواستند به اقامتگاه راهبه‌های او ملحق شوند آن‌قدر زیاد شد که اقامتگاه دیگری در روپرتسبرگ در نزدیکی بینگِن بنیان نهاد. او همچنین در اقدامی بی‌سابقه، سفرهایی برای موعظه در سراسر آلمان به راه انداخت.

موسیقی و زندگی

هیلدگارد نسبت به نوشته‌هایش متواضع بود. او اصرار داشت که تحصیلات کافی ندارد و برای تصحیح آثارش از فُلمار کمک می‌گیرد. این رویکرد احتمالاً یک راهبرد سنجیده بود تا در نظامی شدیداً مردسالار، صدای او را بشنوند.

وسعت آثار هیلدگارد تحسین‌برانگیز است. او آهنگسازی پیشگام بود که موسیقی را «صدایی مقدس» می‌دانست که «کل آفرینش در آن طنین‌انداز مي‌شود».

قطعاتی که او برای مراسم کلیسایی نوشته، با سرودهای کلیسایی آن دوران به کلی متفاوت است. او حتی نوعی اپرا با نام «نظم فضایل» نوشت که یک نمایش اخلاقی هماهنگ شده با موسیقی بود. هیلدگارد در رویارویی با جهان خارج فردی بی‌باک بود. او در نوشتن نامه به امپراتور و سرزنش او به خاطر حمایتش از ضدباب‌ها تردیدی به خود راه نداد و از حکم تنبیهی (مجازات مذهبی) اسقف ماینتس سرپیچی کرد.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید