
ولتر
1778- 1694 ¡ فرانسوي
ولتر از شخصيتهاي كليدي خردگرايي عصر روشنگري و يكي از بنيانگذاران سنت آزاديخواهي مدرن بود. او متعهد به آزادي بيان و انديشه و منتقد اقتدار دين و دولت بود.
فرانسوا - ماری آروئه که با نام مستعارش ولتر شناخته میشود، در سال ۱۶۹۴ در یک خانوادهی متنفذ پاریسی متولد شد. او تحت نظر یسوعیان در کالج پرآوازهی لویی لوگران تحصیل کرد ولی به جای پیروی از مسیر پدرش در حرفهی حقوق، به دنبال حرفهی نویسندگی رفت. فرانسوا به عنوان نمایشنامهنویس شهرتی به هم زد ولی شوخیهای همراه با بددهنیاش، او را با مقامات دچار مشکل کرد. در سال ۱۷۱۷ به مدت یازده ماه در باستیل زندانی شد و در سال ۱۷۲۷ برای فرار از حبس مجدد به تبعید در انگلستان رفت. دو سال بعد، در حالی به فرانسه بازگشت که مسحور فلسفهی لیبرال جان لاک، علم ایزاک نیوتن، و آزادی بیان و تسامح دینی بریتانیایی شده بود. کتابش با نام «نامههایی دربارهی انگلیسیها» در سال ۱۷۳۴ منتشر شد. در این اثر، به تحسین مخالفان دین، نظریهی دانشِ مبتنی بر شواهد لاک، و آزادی علوم از قید تعصبات دینی پرداخت. این کتاب به دلیل گرایشهای ضد کاتولیکش تقبیح شد. کتاب را در پاریس ممنوع اعلام کردند و آن را به آتش کشیدند. ولتر به همراه معشوقهاش برای زندگی به مناطق دور افتادهی فرانسه رفت و اینگونه از مجازات فرار کرد.
معشوقهی او مارکیز دوشاتله به او در تهیهی کتاب «اصول فلسفهی نیوتن» (۱۷۳۸) کمک کرد. این اثر تأثیر بسزایی در گسترش دیدگاه نیوتنی نسبت به جهان در فرانسه داشت.
دئیسم و آزادی
ولتر موضع سیاسی ثابتی نداشت اما در مخالفتش با سوءاستفادهی کلیسای کاتولیک از قدرت، همواره ثابت قدم بود. در سال ۱۷۶۳ در واکنش به رویداد کالا - شکنجه و اعدام یک پروتستان فرانسوی که به اشتباه به قتل متهم شده بود - «رساله در باب تسامح» را منتشر کرد این رساله، بیانیهای صریح در تقبیح افراطیگری مذهبی بود. او در مخالفت با ادیان آسمانی، از دئیسم جانبداری کرد. از نظر طرفداران دئیسم، یک هستی برتر وجود دارد اما در امور بشری مداخله نمیکند.
اهمیت ولتر نه به خاطر افکار دست اول خودش، بلکه به خاطر استعداد شگرفش در ترویج افکار و آگاهیبخشی عمومی است. «فرهنگ فلسفی» ولتر در سال ۱۷۶۴ منتشر شد و مفاهیم تسامح، آزادی بیان و دئیسم را در اختیار قشر وسیعتری از عموم مردم قرار داد. یکی از ژانرهای مورد علاقهی او، داستانهای کوتاه با محوریت اندیشههای فلسفی بودند. مثلاً در رمان کوتاه «کاندید» مربوط به سال 1759، آماج اصلی شوخیهای ولتر، شخصیت دکتر پانگلوس است. پانگلوس یک استاد فلسفه است که با وجود بداقبالیهای بیپایان، مدام گزارهی «زندگی در بهترین جهان ممکن» گوتفرید لایبنیتس را تکرار میکند. ولتر نتیجه میگیرد که ما بهتر است «باغ خود را شخم بزنیم»؛ یعنی سرمان به کار خودمان باشد و سعی کنیم مولد باشیم.
در سالهای پایانی عمر به همراه خواهرزادهی جوانش مادام دنی که معشوقهاش نیز بود، در فرنی واقع در جنوب شرقی فرانسه ساکن شد. شهرت او در زمان مرگش در سال ۱۷۷۸ بیاندازه بود. او را به عنوان داستاننویس و نمایشنامهنویس و نیز برای مبارزاتش علیه بیعدالتی میشناختند. تفکرات و نوشتههایش حرمتِ اقتدار کلیسا و دولت را بین افراد تحصیلکردهی فرانسوی از میان برد و بدینطریق، در بالا گرفتن شور انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ نقش داشت.
دیدگاه خود را بنویسید