معرفی رمان پاملا

بوک شهر

1403/1/10

309 بازدید

4574868945

پاملا

1740 ¡ دو جلد ¡ انگلستان

ساموئل ریچاردسون (1689- 1761)

کسی فکر نمی‌کرد نویسنده‌ی پاملا روزی در زمره‌ی شخصیت‌های ادبی قرار بگیرد. ساموئل ریچاردسون، چاپخانه‌دار موفق لندنی، ۵۱ ساله بود که رمانش را منتشر کرد. او پسر مردی نجار بود و تحصیلات رسمی چندانی نداشت. کارش را از پادویی در چاپخانه شروع کرد و بعدتر با دختر رئیسش ازدواج کرد و نزدیک خیابان فلیتِ لندن، چاپخانه‌ای برای خودش راه انداخت. فکر نوشتن پاملا، اولین رمان ریچاردسون، وقتی به سرش افتاد که دو کتاب فروش از او خواستند کتابی گردآوری کند؛ کتابی با عنوان نامه‌هایی برای دوستان خاص (صفحه‌ی مقابل) که مجموعه‌ای بود از سرمشق‌هایی برای مکاتبات مختلف. این سرمشق‌ها به خواننده نشان می‌دادند که چگونه می‌تواند انواع و اقسام مسائل اخلاقی و خانوادگی را در نامه‌هایش به بهترین شکل بیان کند. ریچاردسون تألیف این کتاب را شروع کرد اما بعد از مدتی، آن را نیمه کاره گذاشت تا پاملا را بنویسد؛ قصه‌ای که خودش می‌گفت بر اساس ماجرایی واقعی است.

رمان ریچاردسون، از اول تا آخر، در قالب مجموعه‌ای از نامه‌ها روایت می‌شود؛ نامه‌هایی که بیشترشان را خود پاملا، شخصیت اصلی رمان نوشته است. او دخترکی پانزده ساله و خدمتکار است که باید در برابر دراز دستی‌های ارباب جوانش، آقای ب، از خودش دفاع کند. آقای ب گمان می‌کند مقام و ثروتش به او حق مي‌دهد پاملا را تصاحب کند. بنابراین، برای به دست آوردن پاملا، راه‌های مختلفی را امتحان مي‌كند: زبان‌بازی، وعده و وعید، و حتی قلدری و گردن کلفتی. اما پاملا همچنان دست رد به سینه‌ی او مي‌زند. دست آخر، آقای ب ترتیبی مي‌دهد که پاملا را بدزدند و در خانه‌ای روستایی و دورافتاده نگه دارند تا شاید مقاومتش در هم بشکند. در تمام این مدت، پاملا نامه‌هایی برای والدینش می‌نویسد و، با این که به ندرت فرصتی برای فرستادن نامه‌ها نصیبش می‌شود، از نامه‌نگاری دست نمی‌کشد چون می‌خواهد رنج و محنتش را جایی ثبت کند. خیلی وقت‌ها هم مجبور است مخفیانه بنویسد و نامه‌هایش را پنهان کند. سرنوشت این نامه‌ها از اجزای اساسی قصه است.

ریچاردسون تیزهوشانه از قابلیتِ نامه در ثبت و بیانِ رخدادها و احساسات آنیِ آدمی بهره می‌گیرد؛ قابلیتی که او آن را «لحظه نگاری» می‌نامد. گاهی چیزی یا کسی پاملا را وادار می‌کند از نوشتن دست بکشد: «حالا دیگر باید تمامش کنم. کسی دارد می‌آید.» گاهی هم می‌توانیم پاملا را تصور کنیم که «با دیدگانی نمناک و متورم از اشک» مي‌نويسد.

وقتی پاملا منتشر شد، تب وتابی به جان اقشار متمول‌تری که وسع‌شان به خرید کتاب می‌رسید، انداخت. بر اساس بعضی شواهد، پاملا میان اقشار پایین‌تر هم هوادارانی یافت، اغلب هم به واسطه‌ی بلندخوانی میان جمع. با ملاک و معیار آن دوره، فروش کتاب نجومی بود. آثار هنری و ادبی تأثیر گرفته از آن هم گواه دیگری بر محبوبیتش بودند؛ تقلیدها، دنباله‌ها، اجراهای نمایشی، نقاشی‌ها، بادبزن‌های مصور و حتی مجسمه‌های مومی. حتی انبوه آثارِ «ضدِ پاملا»- از جمله شاملای هنری فیلدینگ - هم گواهی بر موفقیت خارق‌العاده‌اش بودند (جوزف اندروز، اولین رمان خود فیلدینگ، هم سرگذشت برادر فرضی پاملا بود). عیبجوها می‌گفتند توصیفات کتاب از تلاش‌های آقای ب برای فریب پاملا «مستهجن»اند اما این رمان، همان‌طور که از زیر عنوانش - «پاداش پاکدامنی» - پیداست، اثری بسیار اخلاق گرایانه است. قهرمان قصه در نهایت پاداش پاکدامنی‌اش را می‌گیرد: آقای ب، بعد از به چنگ آوردن و خواندن تعدادی از نامه‌های پاملا، متحول می‌شود و از رفتار سابقش دست می‌کشد و با او ازدواج مي‌كند. در واقع، پاملا بود که رمان را به ژانری محترم و آبرومند تبدیل کرد.

در آن زمان، خیلی‌ها دخترکی نوجوان و خدمتکار را لایق قهرمانیِ قصه نمی‌دانستند و بعضی‌ها هم می‌گفتند پاملا «سخیف» و مبتذل است. ریچاردسون در برابر انتقادها بسیار حساس بود و مدام متن قصه را دستکاری می‌کرد تا ایرادها را برطرف کند. از آنجا که او چايخانه‌دار بود و خودش كتابش را منتشر مي‌كرد، دستش براي تغيير متن كمابيش باز بود و كتابش را در دوره‌اي بيست‌ساله چند بار بازنويسي كرد. دست آخر، ريچاردسون نُه ويراست رسمي از رمانش منتشر كرد كه هر كدام با ويراست‌هاي قبلي تفاوت‌هايي داشتند. در جريان اين بازنويسي‌ها، ريچاردسون كم‌كم نثر قهرمان قصه‌اش را «بهتر» و شخصيتش را پالوده‌تر كرد. وقتي منتقدان از رفتار و منش پاملا ايرادي مي‌گرفتند، ريچاردسون توجيه و توضيح جديدي براي رفتار او مي‌تراشيد. در نتيجه، سرزندگي و طراوتِ آغازينِ شخصيت پاملا به مرور در زمان رنگ باخت.

شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید