معرفی رمان ژرمینال

بوک شهر

1403/1/11

8 بازدید

ققث3قصث

ژرمینال

1885 ¡ فرانسه

امیل زولا (1840- 1902)

ژرمينال از مشهورترین و سیاسی‌ترین رمان‌هاي امیل زولا اسیر دهمین کتاب از مجموعه‌ی بیست جلدیِ قصه‌های او درباره‌ی خانواده‌ي روگن‌ماكار است. اين رمان قصه‌ي اتيِن لانتيه را مي‌گويد؛ كارگر مهاجر جواني كه براي كار در معدن زغال به شهر دلگير مونتسو در شمال فرانسه مي‌رود. اين سوسياليستِ كله‌شق اما سخت‌كوش كاري در معدن پيدا مي‌كند و آن‌جا با سووارين، آنارشيستِ روس، دوست مي‌شود و به كاترين، دختري معدنچي كه سر و سرّي هم با شاولِ غيرتي و آزارگر دارد، دل مي‌بازد. حين آشنايي اتين با چم و خمِ كار در معدن، تصوير دقيق و جامعي از شرايط هولناك معدن و زندگي فلاكت‌بارِ آدم‌هايي كه معيشت‌شان به آن گره خورده، پيش چشم خواننده جان مي‌گيرد. دست آخر، معدنچيان كه جان‌شان به لب رسيده، به رهبري اتين، اعتصاب مي‌كنند. اين اعتصاب به درگيريِ‌ خشونت‌بار كارگران با پليس و ارتش مي‌انجامد؛ اتفاقي كه وقتي زولا مشغول تدوين طرح كلي رمانش بود، واقعاً در آنزنِ فرانسه افتاد. نقطه‌ي اوج قصه جايي است كه بعد از عمليات خرابكارانه‌ي سووارين در دهانه‌ي معدن، اتين، كاترين و شاوال در معدن به دام مي‌افتند و متوجه مي‌شويم كه محال است همه‌ي آن‌ها جان به در ببرند.

مثل هميشه، زولا درباره‌ي موضوع قصه‌اش تحقيقات مفصلي كرد. او سراغ كارگران اعتصاب كرده‌ي آنزن رفت و خودش را يكي از مقاماتِ مجلس نمايندگان جا زد و به اني ترتيب، توانست از معدن بازديد كند. او هنگام نوشتن ژرمينال به خوبي از مشاهداتش در اين سفر بهره گرفت و جزئيات ريزِ مربوط به صنعت معدن‌داري و مشقت‌هاي معدنچيان و خانواده‌هاشان را واقع‌گرايانه توصيف كرد. به علاوه، زولا به نوعي نمادگراييِ هول‌انگيز هم متوسل شد و مثلاً معدن را به هيولايي تشبيه مي‌كرد كه كارگرانِ درونش را مي‌جود و مي‌بلعد:‌ معدن «آن پايين، در عمق كنامش، چنبره زده و مثل شكارچي‌اي خبيث كمين گرفته و بلندتر و طولاني‌تر از قبل خرناس مي‌كشد، انگار كه هضم تكه‌هاي گوشت آدم‌ها برايش دردناك است؛ انگار كه در گلوي معدن گير كرده‌اند.»

ژرمینال فقط وقایع‌نامه‌ای سیاسی نبود، بلکه از رمان‌هاي مهم مجموعه‌ی روگن ماکار به شمار می‌رفت؛ مجموعه‌ای که مي‌شد آن را مطالعه‌ای گسترده و جامع درباره‌ی زندگی در دوره‌ی ناپلئون سوم دانست. زولا برای چنین کاری از کمدی انسانیِ اونوره دو بالزاک الهام گرفته بود؛ مجموعه‌ی عظیمی از رمان‌هاي مرتبط درباره جامعه‌ی فرانسه‌ی اوایل قرن نوزدهم.

زولا به اقتضای باورش ناتوراليسم (طبیعت‌گرایی)، برای هر یک از شخصیت‌هایش پس‌زمینه‌ای پیچیده مي‌آفريد. سروکله‌ی اتین لانتیه، که از تبار شاخه‌ی ماکارِ خانواده بود، اولین بار وقتی که کودک بود در زمان آسوموآر پیدا مي‌شد؛ رمانی که عمدتاً درباره‌ی زندگی آمیخته به فقر و الکلِ مادرش است. وقتی اتین در شروع رمان ژرمینال به مونتسو مي‌رسد، دیگر مردی جوان شده. او مدتی مکانیکِ راه‌آهن بوده اما بعد از آن که یکی از بالادستی‌ها را زده کارش را از دست داده. اتینِ باهوش، آرمان‌گرا و سخت‌كوش کم کم میان معدنچیان اسم و رسمی به هم مي‌زند و رهبر آنها مي‌شود.

قیدوبندهای خودخواسته‌ای که زولا برای مجموعه‌ی روگن ماکار تعریف کرده، مزایایی هم داشته‌اند. از آن جا که این مجموعه بعد از سقوط ناپلئون سوم منتشر شد، مي‌شد رمان‌هایش را رمان‌هایی تاریخی حساب کرد. این ویژگی باعث شد زولا گرفتار ممیزی‌های حکومت ناپلئون نشود اما به نوعی زمان‌پریشی هم انجامید. زولا می‌خواست تصویری متعادل و متوازن از مسائل مطرح در ژرمینال ترسیم کند اما بعضی از شرایط ظالمانه‌ی کار که در روایت او توصیف شده‌اند، در واقع از سال ۱۸۷۰ به بعد اصلاح شده بودند.

ژرمینال لحظه‌های دل آزار و غم‌انگیز هم دارد اما نگاه زولا در کل امیدوارانه و خوش‌بین بود. او عنوان «ژرمینال» را برای کتابش انتخاب کرد که نام یکی از ماه‌های تقویم انقلابی و زودگذری بود که بعد از انقلاب فرانسه رایج شد. این واژه مشتق واژه‌ی لاتینِ «ژرمِن» - جوانه - است و ژرمینال جزو ماه‌های بهاری بود. انگار زولا می‌خواست تلویحاً بگوید که فارغ از نتیجه‌ی اعتصاب، نیرویی توقف‌ناپذیر و زیرزمینی در کار است؛ نیرویی که جوانه مي‌زند، پا مي‌گيرد و روزی شکوفه خواهد کرد.

شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید