
ژوليا كريستوا
متولد 1941 ¡ فرانسوي- بلغاري
ژوليا كريستوا از دههي 1980 شخصيتي برجسته در فلسفه، زبانشناسي، ادبيات، هنر، سياست، فمينيسم و روانكاوي بوده است. آثارش چالشي و برانگيزاننده هستند و او به سبب اين آثار بسيار مورد تحسين قرار گرفته است.
ژوليا سال ۱۹۴۱ در خانوادهای از طبقهی متوسط در بلغارستان به دنیا آمد. او در رشتهی زبانشناسی از دانشگاه صوفیه فارغالتحصیل شد. سپس یک بورسیه برای ادامهی تحصیل در مقطع دکترا در فرانسه، با موضوع کاربرد نظریهی روانکاوی در زبان و ادبیات، دریافت کرد.
طی زمان اقامتش در پاریس، به شدت تحت تأثیر فیلسوفان بزرگ ساختارگرا و پساساختارگرا از جمله ژاک لاکان، میشل فوکو و رولان بارت قرار گرفت. او برای مجلهی چپگرایِ «تِل كِل» مطلب مینوشت و در سال ۱۹۶۷ با فیلیپ سولِرس، یکی از بنیانگذاران این نشریه، ازدواج کرد.
در سال ۱۹۷۴ مشغول تدریس زبانشناسی در پردیس ششم دانشگاه پاریس (دانشگاه پیر و ماری کوری) شد و به رابطهی میان زبان و بدن انسان و همچنین رابطهی میان نشانهشناسی و جنبههای نمادین زبان علاقه پیدا کرد.
او در سال ۱۹۸۰ با کتاب «خواست در زبان: رویکردی نشانهشناختی به ادبیات و هنر» مشهور شد که در آن مفهوم «بینامتنیت» را به طور مفصل توضیح داده بود.
وحشت و هویت
در سال ۱۹۸۰، کتاب «نیروهای وحشت: مقالهای در باب ابجکسیون» را منتشر کرد. در این کتاب، به بررسی چیزی میپردازد که باعث ایجاد احساس وحشت و انزجار در انسان میشود.
کریستوا مفهوم روانکاوانهی «ابجکسیون» (یا آلودهانگاری؛ با معنای تحتاللفظی «بیرون شدگی و دورانداختگی») را بر اساس این تحلیل مطرح کرد. او در این تحلیل، به شرح جدایی تروماتیک (آسیبزای) کودک از مادر اشاره میکند که نقشی محوری در رشد هویت و ایجاد مرزهای میان درون و بیرون، خویشتن و دیگری، و من و غیرمن دارد. ابجکسیون ممکن است به جنبههایی از خویشتن یا بدنهی اجتماعی اشاره داشته باشد که طرد شده اما ناپدید نشده است. بسیار شبیه به مفهوم «امر غریب» زیگموند فروید، در اینجا نیز جنبهی طرد شده اما حاضرِ امر مطرود (ابجکت) اغلب باز میگردد و «خویشتن» را گرفتار میکند.
از آن زمان تاکنون، کریستوا آثار متعددی در طیف گستردهای از موضوعات و رشتهها مانند روانکاوی، زبانشناسی، فمینیسم، نظریهی ادبی، نشانهشناسی، هنر و عشق تألیف کرده و در سالهای اخیر به نوشتن رمان و زندگینامه دربارهی زنان استثنایی روی آورده است. با این حال، رابطهی کریستوا با فمینیسم گاهی چندان خوب نبوده است. یکی از اشکالاتی که او بر فمینیسم وارد میکند آن است که این جریان گرایشی ذاتی به بازتولید گفتمانها و ساختارهای قدرتی دارد که خود به دنبال براندازی آنهاست.
در سال ۲۰۱۸، مقامات بلغارستان کریستوا را متهم کردند که در دههی 1970، با نام مستعار «سابرینا» به عنوان مأمور مخفی رژیم کمونیستی فعالیت میکرده است. البته او این اتهام را رد میکند. به هر حال، او همچنان یکی از معتبرترین روشنفکران جهان غرب محسوب میشود که علاوه بر مدارک افتخاری متعدد، جایزهی واتسلاو هاول، جایزهی هانا آرنت و همچنین نشان لژیون دونور فرانسه را برای فعالیتهایش دریافت کرده است.
دیدگاه خود را بنویسید