معرفی فلاسفه گوتفريد لايب‌نيتس

بوک شهر

1403/1/16

1 بازدید

3957803486

گوتفريد لايب‌نيتس

1716- 1646 ¡ آلماني

گوتفريد ويلهلم لايب‌نيتس را «ارسطوي جهان مدرن» ناميده‌اند. او به عنوان يك متفكر مي‌خواست فاصله‌ي ميان جهان خدامحورِ مَدرسي و خردگرايي ناشي از انقلاب علمي را پر كند.

گوتفرید پسر یک استاد فلسفه‌ی اخلاق در دانشگاه لایپزیگ بود. او پا جای پای پدرش گذاشت و به عنوان دانشجو در همان دانشگاه تحصیل کرد. او مدرک کارشناسی خود را در شانزده سالگی دریافت کرد و یک سال بعد کارشناسی ارشد گرفت. سپس در رشته‌ی حقوق تحصیل کرد و در سال ۱۶۶۶ از دانشگاه آلتدورف دکترا گرفت.

سال‌های نخستین

پیشرفت‌های نبوغ‌آمیز زودهنگام و سوابق دانشگاهی لایب‌نیتس، خبر از آینده‌ی روشن او به عنوان یک اندیشمند و استاد می‌داد اما او حرفه‌ی دانشگاهی را با این بهانه رد کرد که «افکارم به مسیری کاملاً متفاوت متمایل شده‌اند». مسیری که گوتفرید به جای شغل دانشگاهی انتخاب کرده بود، از نوعی این جهانی بود. او می‌خواست تا از طریق همنشینی با نجیب‌زادگان پیشرفت کند. خیلی زود بارون فون بوینبورگ، نخست‌وزیر سابقِ ایالت ماینتس، به حامی او تبدیل شد.

لایب‌نیتس هنگام خدمت به ایالت می‌توانست به مسافرت دیپلماتیک برود. در پاریس، خیلی زود با فیلسوفانی همچون آنتوان آرنو و نیکلا مالبرانش و نیز کریستیان هویگنس ریاضی‌دان آشنا شد و پس از آن، در مأموریتی به لندن، دانشمندانی مانند رابرت هوک و رابرت بویل را ملاقات کرد که از مدافعان تجربه‌ی علمی بودند.

در سال ۱۶۷۶ برای خدمت به دوک‌نشین‌ هانوفر منتقل شد و بخش اعظم سال‌های باقی‌مانده‌ی عمر خود را در این شهر گذراند. کارفرمایان اصلی او خاندان حاکم شهر بودند و او به عنوان مشاور، کتاب‌دار و مورخ دربار به آن‌ها خدمت می‌کرد. به این ترتیب، لایب‌نیتس سالیان درازی را صرف تهیه‌ی تاریخچه‌ی دودمان گوِلف یا وِلف کرد. کارفرمایان او ادعا داشتند که از تبار وِلف‌ها هستند و لایب‌نیتس تا زمان مرگش توانسته بود تاریخ این دودمان را تا سال ۱۰۰۹ بنویسد.

وظایف رسمی لایبنیتس در ‌هانوفر اوقات آزاد بسیاری برایش باقی می‌گذاشت تا آن را وقف علایق اصلی‌اش شامل الهيات، اخلاق و مهم‌تر از همه ریاضیات کند. در زمینه‌ی ریاضیات، او یکی از دو مبتکر بزرگی بود که حساب دیفرانسیل و انتگرال را ابداع کرد. فرد دوم، آیزاک نیوتن بود که هم‌زمان و مستقلاً روی این مسأله کار می‌کرد. اگرچه احتمالاً نیوتن در فرمول‌بنديِ برخی ایده‌های کلیدی متقدم بود، لایب‌نیتس اثرش را در این زمینه زودتر منتشر کرد و برخی از علایم پیشنهادی او تا به امروز مورد استفاده هستند. همچنین او کسی است که منطق ریاضی را ابداع کرد (اگرچه در این مورد علناً چیزی نگفت و ۱۵۰ سال دیگر طول کشید تا منطق ریاضی به یک رشته‌ی مجزا تبدیل شود) و کارهای پیشگامانه‌ای در باب نظام اعداد دودویی (باینری) انجام داد (که محور انقلاب دیجیتال در قرن بیستم بود). به علاوه، با اختراع یک حسابگر چرخ‌دنده‌ای (صفحه‌ی قبل؛ نوعی ماشین حساب توانمندتر از مدل اختراعی بلز پاسکال) توانست به ایده‌هایش جنبه‌ی کاربردی هم بدهد.

اندیشه‌های سرکوب‌شده

گرچه وظایف رسمی لایب‌نیتس در دربار دشوار نبود، تأثیری شوم بر فلسفه‌ی او داشت. او همیشه مواظب بود کارفرمایانش را ناراحت نکند. بنابراین، در مورد انتشار اندیشه‌هایی که احتمالِ بدعت‌آمیز یا براندازانه تلقی شدنشان وجود داشت، با احتیاط عمل می‌کرد. او در طول حیات خود، آثار نسبتاً کمی به چاپ رساند که بخش اعظم آن‌ها مقالات کوتاه بودند. او اندیشه‌های خود را عمدتاً برای مکاتبات با متفکران دیگر نگه می‌داشت و گاهی آن‌ها هم او را به احتیاط بیشتر تشویق می‌کردند. دوست لایب‌نیتس، آنتوان آرنو که یک ژانسِنیست (کاتولیک پاک‌دین) بود، به او چنین هشدار داده بود: «بسیاری چیزها در این تفکرات یافتم که مرا هراسان می‌کنند. چیزهایی که اگر اشتباه نکنم، آحاد بشر آن‌ها را تکان‌دهنده خواهند یافت و من فایده‌ای نمی‌بینم در نوشتن آن‌چه از قرار معلوم کل عالم باید آن را انکار کنند.»

احتمالاً در نتیجه‌ی این شرایط، اندیشه‌هایی که لایب‌نیتس در طول حیاتش مطرح کرد، آن‌هایی بودند که او می‌دانست به خشم شدیدی منجر نمی‌شوند. برای مثال، او در رساله‌ی الهیاتی خود «تئودیسه» (در اصل به معنای «(دفاع از) خوبی خداوند و عدل الهی») (۱۷۱۰) استدلال کرد که در میان تعداد نامحدودی از جهان‌های ممکن که می‌توانست خلق شود، خداوند به عنوان وجود مطلق، بهترین جهان ممکن را انتخاب کرده است. لایب‌نیتس برای توضیح واقعیت وجود شر در این بهترین جهان ممکن، مدعی شد که دنیایی با اراده‌ی آزاد حتی اگر اعمال شریرانه را ممکن سازد، بهتر از دنیایی جبری بدون اراده‌ی آزاد است. این دیدگاه خوش‌بینانه، او را نزد مقامات عزیز ساخت اما تمسخر متفکران بعدی را به همراه داشت.

اصل دلیل کافی

اندیشه‌های رادیکال‌تر لایب‌نیتس بعدها نمایان شد. برای مثال، او میان دو نوع صدق تمایز قایل شد: صدق بر مبنای منطق و صدق بر مبنای امر واقع. بنا بر استدلال او، حقایق منطقی (حقایق تحلیلی) می‌توانند به تنهایی و به خودی خود با استفاده از منطق به اثبات برسند.

این حقایق برای مثال در مورد قواعد ریاضی که قابل تأیید مستقیم هستند، صدق می‌کند. به لحاظ منطقی، حقایق تحلیلی را نمی‌توان رد کرد زیرا انکار آنها با تناقض همراه خواهد بود. اما دسته‌ی دیگر یعنی حقایق ترکیبی، خود بسنده نیستند و پیش از پذیرفتنشان به عنوان گزاره‌ی صادق، به بررسی بیشتر واقعیات پشت آنها (دلیل آنها) نیاز داریم. این تمایز برای سه قرن بعدی به محور مباحث فلسفی تبدیل شد و کانت در قرن هجدهم و پوزیتیویست‌های منطقی دویست سال پس از مطرح شدن این تمایز توسط لایب‌نیتس، آن را در فلسفه‌ی خود لحاظ کردند.

«اصل دلیل کافی» از همین تصور کلی درباره‌ی دو نوع صدق نشأت می‌گیرد. لایب‌نیتس استدلال می‌کند که هر صادقی (هر حقیقتی) باید دلیلی برای صدق خود داشته باشد حقایق تحلیلی دلیل‌شان را در خودشان دارند که می‌تواند به وسیله‌ی منطق کشف شود. ولی در مورد حقایق ترکیبی، دلایل کافی را باید در علل فیزیکی مسبب آن‌ها دنبال کرد. این مجموعه تفکرات، روشی برای بررسی منطقی روابط علت و معلولی ایجاد کردند.

بخش بسیار بحث‌برانگیزتر تفکرات لایب‌نیتس در «مُنادولوژی» (۱۷۱۴) مطرح شده است. این اثر تلاشی است برای بحث در باب عناصر بنیادین وجود؛ و نویسنده برای نامیدن این عناصر بنیادین از اصطلاح مُناد (از کلمه‌ی یونانی monas یا «واحد») استفاده می‌کند.

جهانی از منادها

بنابر تفکرات لایب‌نیتس، جهان از تعداد نامحدودی از مُنادها تشکیل شده است. خوانندگان امروزی ناگزیر این مفهوم را با اتم‌ها مقایسه می‌کنند اما لایب‌نیتس هر کدام از این منادها را یک عالم صغیر جداگانه، خود بسنده و «بی‌پنجره» (بدین‌معنا که هر مناد، مستقل از مناد دیگر است و رابطه‌ی علت و معلولی میان آنها وجود ندارد) در نظر می‌گیرد؛ طوری که هر مناد کل عالم را در خود منعکس می‌کند.

نکته‌ی باز هم مهم‌تر آن است که لایب‌نیتس فرض می‌کند که گرچه منادها ممکن است برخی خواص جوهرهای مادی را دارا باشند، هر کدام از آنها در حقیقت یک روح هستند و منادها در کلیتشان، آن کل روحانی عظیمی را تشکیل می‌دهند که همان جهانِ خداوند است. این طرز فکر از جهتی، به جهان خدامحور قرون وسطا باز می‌گردد اما از سوی دیگر، خود را با تفسیر جدیدتری سازگار کرده است.

در میان مفاهیم مبتکرانه‌ی لایب‌نیتس مفهومی وجود داشت که او آن را ویس ویوا یا «نیروی حیات» نام نهاد (امروزه به آن انرژی جنبشی گفته می‌شود) و تلاشی برای توصیف مقدار حرکت بود. این افکار رادیکال - و مباحث ریاضی و فلسفی ملهم از آنها - اندیشه‌هایی بودند که جهان قابل فهم از دید متفکرانی همچون توماس آکویناس را با جهان فیزیک مدرن پیوند دادند.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید