
۱۹۸۴
1949 ¡ انگلستان
جرج اوروِل (1903- 1950)
۱۹۸۴ از پرخوانندهترین و برترجمهترین کتابهای قرن بیستم است؛ رمانی ویران شهری دربارهی جامعهای مخوف که خود را آرمان شهری بینقص ميداند. گرچه اورول از قدیم سوسیالیست بود، کمونیسم کاملاً ناامید و سرخوردهاش کرده بود. او، وقتی در اواخر عمرش مشغول نوشتن این رمان بود، اتحاد جماهیر شوروی را حکومتی خودکامه و تمامیتخواه میدانست. بنابراین، در جهانِ آیندهی رمانش هم بریتانیا (که «نوار هوایی يك» ناميده میشود) بخشی از ابر کشور تک حزبی اقیانوسیه است اقیانوسیه مدام با دو کشور دیگر جهان، یعنی اوراسیا و ایستاسیا درگیر جنگ است، از دروغ ابايي ندارد، و برای واداشتنِ مردمش به اطاعت به نظارت دائمی و ممیزی شدید متوسل میشود.
وینستن اسمیت، قهرمان کتاب، برای وزارت حقیقت کار میکند که نهاد پروپاگاندای رهبرِ رژیم، «برادر بزرگ»، است. وینستن از شغلش - بازنویسی اسناد تاریخی به منظور سازگار کردنشان با مقاصد حزب- سرخورده شده و تصمیم میگیرد «جرائم فکری»اش را یادداشت کند. او با زنی جوان به نام جولیا آشنا میشود که او هم از حکومت متنفر است. وینستن و جولیا آشنایانی دارند که ظاهراً مثل آنها مخالف حکومتاند اما در واقع عضو «پلیسِ فکر»ند و آنها را لو میدهند. بالاخره هم وینستن، زیر فشار بازجویی و شکنجه، به همهی چیزهایی که برایش عزیزند خیانت میکند.
1984 از زبان سوم شخص روایت شده اما ما بیشتر وقایع را از زاویهی دید وینستن میبینیم. زبان اورول ساده و صریح است اما چند تعبیرِ جالب و تکاندهنده هم ابداع میکند: «برادر بزرگ» (دیکتاتوری که نوعی کیشِ شخصیت پایههای قدرتش را محکم میکند)، «اتاق 101» (شکنجهگاه)، «پندار دوگانه» و «جرم فکری» که همگی امروز هم به کار میروند. گرچه سرکوبی شبیه آنچه در کتاب دربارهاش میخوانیم همیشه در جهان وجود داشته، اورول با بهرهگیری از چنین تعابیری مردم بیشتری را از مخاطرات تمامیتخواهی آگاه کرد. کتاب او، در مجموع، هشداری است دربارهی استفادهی دولتها از فناوری برای شستوشوی مغزی شهروندانشان و واداشتن آنها به رفتارهای دلخواه دولت، قصهی او به ما میگوید اگر فرد را خادم حکومت بدانیم (نه حکومت را خادم فرد)، چه چشمانداز هولناکی پیشرو خواهیم داشت.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید