مشخصات کلی قطع وزیری پوشش جلد گالینگور
مشخصات فنی نویسنده فرانسیس وین ناشر ققنوس مترجم شیوا رویگریان تاریخ آخرین چاپ 1392 تعداد صفحات 373
یکی از مهمترین نظریههای کارل مارکس، نظریه تاریخ اوست. نظریهای که آن را با نام «ماتریالیسم تاریخی» میشناسند. کارل مارکس مهمترین دگرگونی که که با نظریه ماتریالیسم تاریخیاش ایجاد کرد، نوشتن تاریخ از نگاه توده بود. تا پیش از آن اکثر کتابهای تارخی که نوشته میشدف و چه بسا اکنون نیز نوشته میشود، به تعبیری «تاریخ پادشاهان» بودهاند؛ یعنی تاریخ را براساس تصمیمها و تاثیرات پادشاهان پیش برده و اقدامات آنها را اساس حرکت تاریخ میدانستند. اما مارکس تاریخ را از نگاه توده نوشت. هرچند پیش از مارکس نیز امثال ماکیاولی در تاریخنگاری خود به قدرت و تاثیرگذاری توده اشاره کرده بودند، اما مارکس آن را به گونه تعبیر کرد و فیلسوفی همچون آلتوسر به خود اجازه داد تا آن را «علم تاریخ» بنامد. مارکس مسائل را به دو قسمت تقسیم میکرد: زیربنا و روبنا.
مارکس رابطهای دیالکتیکی و ماتریالیستی بین زیربنا و روبنا برقرار میکرد. اما زیربنا و روبنا دقیقا چیست؟ از نظر مارکس اقتصاد و بنیادهای اقتصادی تاثیر مستقیم و اصلی بر سیاست، فرهنگ و هنر دارد. در واقع این اقتصاد است که به عنوان زیربنا، روبنا که همان فرهنگ و سیاست است را شکل میدهد. از طری مارکس تاریخ را از زبان توده مینویسد. مارکس میگوید که این توده است که تاریخ را جلو میبرد و موجب تصمیمات پادشاهان میشود.
مارکس تاریخ را با دیالکتیک هگل میخواند. برای مارکس تاریخ تز و آنتیتزی است که هربار سنتز جدیدی را رقم میزند. مارکس در مطالعات تاریخی خود، حرکت از پیش از تاریخ تا فئودالیسم و از فئودالیسم تا سرمایهداری و سپس از سرمایهداری تا کمونیسم را پیش میگیرد.
برای مارکس زیربنای اقتصادی سرمایهداری به عنوان تز، باعث حرکت کارگران و زحمتکشان، به عنوان آنتیتز، به سمت دگرگونی جامعه و کمونیسم میشود. کمونیسم سنتز تضاد بین کار و سرمایه است. کمونیسم پایان تاریخ است.
مارکس رابطهای دیالکتیکی و ماتریالیستی بین زیربنا و روبنا برقرار میکرد. اما زیربنا و روبنا دقیقا چیست؟ از نظر مارکس اقتصاد و بنیادهای اقتصادی تاثیر مستقیم و اصلی بر سیاست، فرهنگ و هنر دارد. در واقع این اقتصاد است که به عنوان زیربنا، روبنا که همان فرهنگ و سیاست است را شکل میدهد. از طری مارکس تاریخ را از زبان توده مینویسد. مارکس میگوید که این توده است که تاریخ را جلو میبرد و موجب تصمیمات پادشاهان میشود.
مارکس تاریخ را با دیالکتیک هگل میخواند. برای مارکس تاریخ تز و آنتیتزی است که هربار سنتز جدیدی را رقم میزند. مارکس در مطالعات تاریخی خود، حرکت از پیش از تاریخ تا فئودالیسم و از فئودالیسم تا سرمایهداری و سپس از سرمایهداری تا کمونیسم را پیش میگیرد.
برای مارکس زیربنای اقتصادی سرمایهداری به عنوان تز، باعث حرکت کارگران و زحمتکشان، به عنوان آنتیتز، به سمت دگرگونی جامعه و کمونیسم میشود. کمونیسم سنتز تضاد بین کار و سرمایه است. کمونیسم پایان تاریخ است.
شما هم میتوانید در مورد این محصول نظر بدهید.
برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.