
آنسلم قديس
1109- 1033 ¡ ايتاليايي
آنسلم متأله و فيلسوفي تأثيرگذار بود كه عمدتاً به عنوان «پدر مكتب مَدرسي» شناخته ميشود. او به عنوان اسقف اعظم كنتربري، مدافع سرسخت حقوق كليسا بود.
آنسلم متولد آئوستا واقع در ایتالیای امروزی بود و اصالت اشرافی داشت. او میتوانست یک زندگی راحت داشته باشد و املاک خانوادگیاش را مدیریت کند ولی تصمیم گرفت به کلیسا بپیوندد. پس از دورهای مسافرت، به عضویت صومعهی بندیکنیِ در حال رشدِ بِک در نورماندی درآمد.
در آن زمان صومعهی بِک عمدتاً به واسطهی تلاشهای رئیس کاریزماتیکش لنفرانک، شهرتی به عنوان یک مرکز آموزشی کسب کرده بود. لنفرانک تأثیر عظیمی بر آنسلم جوان گذاشت. در سال ۱۰۶۳ وقتی لنفرانک صومعه را ترک کرد، آنسلم به عنوان رییس صومعه جانشین او شد و کارهای وی را ادامه داد. پس از مرگ لنفرانک، آنسلم مقام معتبر او به عنوان اسقف اعظم کنتربری را تصاحب کرد.
درگیری با خاندان سلطنتی
آنسلم در دورانی بحرانی از تاریخ کلیساهای انگلستان به عنوان اسقف اعظم منصوب شد. پس از هجوم نورمانها در سال ۱۰۶۶، ساختار و نقش کلیسا اساساً دگرگون شده بود. آنسلم مجبور بود تا برای نارضایتیِ کشیشان تبعید شدهی آنگلوساکسون و جاهطلبیهای رژیم جدید که خواهان سلطهی همه جانبه بر کلیسا بود، چارهاي بیندیشد.
او در طول دوران کاری خود در کنتربری، در امور مربوط به حیطهی قدرت کلیسا درگیریهای مکرری با خاندان سلطنتی پیدا کرد. این درگیریها چنان رو به وخامت نهاد که آنسلم مجبور به تحمل دو دورهی تبعید شد (۱۱۰۰-۱۰۹۷ و ۱۱۰۷-۱۱۰۳). این مجادلات تا مدتها پس از مرگش ادامه یافت و سرانجام در سال ۱۱۷۰ به قتل یکی از استفان اعظم بعدی کنتربری به نام توماس بکت منجر شد.
زندگی آشفتهی آنسلم در انگلستان او را از علایق مطالعاتیاش بازداشت. او مهمترین آثارش را در دوران آرامشش در حومهی بِک نوشت و در این آثار، بنیانهای روشی فلسفی را پایهگذاری کرد که به مکتب مدرسی مشهور شد. در این نظام آموزشی که از اواخر قرن یازدهم مبنای کار مدارس و دانشگاههای وابسته به کلیسا بود، آموزههای مذهبی با آثار فلسفی و منطقی ارسطو و دیگر نویسندگان دوران باستان ترکیب میشدند.
آنسلم آشکارا گفته بود که ایمان برایش ارزش بسیار بیشتری نسبت به منطق دارد اما میخواهد این ایمان را با استدلالهای منطقی تقویت کند. متون کلیدی وی در این زمینه مونولوگیون (گفتگو با خود) (۱۰۷۶) و پروس لوگیون (گفتگو با دیگری) (۱۰۷۷- ۱۰۷۸) هستند. در اولی، او نظریهی «کیهانشناختی» خود (این که تمام چیزهای طبیعی برای وجود خود نیازمند یک نیروی خارجی عظیمتر هستند) و در دومی، «برهان هستیشناختی» معروف خود را ارایه میدهد. برهان هستیشناختی آنسلم میگوید که اگر بتوانیم مفهوم خدا را به عنوان «آنچه چیزی بزرگتر از آن قابل تصور نیست» بپذیریم، بنابراین خدا باید در واقعیت وجود داشته باشد زیرا اگر خدا تنها در تصورات ما حضور داشته باشد، پس چیزی عظیمتر از آن (یعنی خدای واقعی) قابل تصور است. در این صورت، یک تناقض ایجاد خواهد شد. این برهان ظاهراً ساده منجر به مباحثاتی فلسفی شد که قرنها ادامه یافت و شهرت آنسلم را به عنوان تأثیرگذارترین فیلسوف زمانهی خود تثبیت کرد.
دیدگاه خود را بنویسید