
بوئتيوس
حدود 480 / 475 تا حدود 525 ميلادي ¡ رومي
بوئتيوس يكي از آخرين فيلسوفان بزرگ دوران كلاسيك بود. ترجمهها، شرحها و نوشتههاي او تا قرنها براي پژوهشگران پيوندي گرانبها با آموزههاي دوران باستان محسوب ميشد.
بوئتيوس در دوران آشفتهی پس از سقوط امپراتوری روم به دنیا آمد. پس از آن که در سال ۲۷۶ بربرها شهر رم را تصرف کردند، باقیماندهی قلمرو روم تحت کنترل امپراتوری روم شرقی به مرکزیت قسطنطنیه درآمد. خیلی زود قسمت اعظم ایتالیا تحت سیطرهی قبایل ژرمنی اوستروگوت (گوتهای شرقی) قرار گرفت که رهبرشان تئودوریک کبیر در سال ۴۹۳ اعلام پادشاهی کرد. تئودوریک سالیان سال روابط صلحآمیز (ولی همواره پرتنش) خود را با شرق حفظ کرد و به نوعی در نقش نایبالسلطنهی امپراتوری در آمد.
مقام دولتی
بوئتيوس از یک خانوادهی اشرافی رومی بود که همواره مناصب بالایی داشتند. پدر او یک کنسول بود و بوئتیوس راه او را ادامه داد. علاوه بر این، تئودوریک او را به عنوان وزیر خود منصوب کرد و جالب آن که بوئتيوس توانست وظایف سیاسی و تحقیقات فلسفی خود را در کنار هم به انجام رساند. بوئتيوس پس از مرگ پدرش، توسط قیم ثروتمندش مِميوس سيماكوس آموزش دید. همانند اکثر خانوادههای اشرافی آنزمان، سیماکوس تناقضی میان مسیحی بودن و مطالعهی فلسفهی غیر مسیحی دوران باستان نمیدید. در نتیجه، بوئتیوس بر متون یونان باستان تسلط یافت. آثار او شامل ترجمهها و شرحهایی بر افلاطون و ارسطو و تلاشهایی فلسفی در جهت پیوند دیدگاههای متفاوت این دو فیلسوف بود. او همچنین کتاب راهنمایی برای علوم چهارگانه (چهار رشتهی ریاضی شامل حساب، هندسه، موسیقی و نجوم) نوشت که تا سالها بخش مهمی از برنامهی آموزشی مدارس را تشکیل میداد.
در حدود سال ۵۲۲ جو سیاسی تغییر کرد و تنشهای فزاینده با شرق، تئودوريک را نسبت به وزرایش بدگمان ساخت. بوئتیوس دستگیر شد، به زندان افتاد و سرانجام اعدام شد. او در دوران حبس شاهکار خود «تسلای فلسفه» را نوشت. در این کتاب، نویسنده بر سرنوشت خود افسوس میخورد و فلسفه در هیأت یک بانو، در زندان به ملاقات او میآید. «بانوی فلسفه» بوئتیوس را با ملایمت سرزنش و به او یادآوری میکند که چرخ سرنوشت همواره در حال چرخش است و هدایای زمینیاش دوام چندانی ندارند. انسان خردمند تنها با جستجوی نهایتِ خیر- که «بانوی فلسفه» آن را با «خداوند» برابر میگیرد- میتواند شادی حقیقی را پیدا کند. ادامهی گفتگو به بررسی ماهیت خدا و زمان اختصاص دارد.
اثری کلاسیک
«تسلای فلسفه» در قالبی کلاسیک نوشته شده؛ بوئتيوس به نشر سخن میگوید و «بانوی فلسفه» به شعر پاسخش را میدهد. این کتاب ابهامات متعددی را پیش میکشد؛ خصوصاً به این دلیل که در آن، تسلای ناشی از فلسفه انطباق چندانی با آموزههای مسیحی ندارد و بیشتر به نوعی از همه خدایی (پانتئيسم) پهلو میزند. این احتمال میرود که بوئتیوس این رویکرد را به دلیل جذب مخاطبان بیشتر در پیش گرفته یا این که صرفاً میترسیده و از مخالفت با تئودوریک اجتناب میکرده است. «تسلا» موفقیت عظیمی به دست آورد و صدها نسخهی دستنویس آن به اکثر زبانهای اروپایی تهیه شد. آلفرد کبیر و جفری چاسر دو نمونه از مترجمان این کتاب بودهاند.
دیدگاه خود را بنویسید