
جان رالز
2002- 1921 ¡ آمريكايي
جان رالز يكي از مهمترين فيلسوفان قرن بيستم بود. او در كتاب بسيار تأثيرگذارش با عنوان «نظريهي عدالت» به بررسي مفهوم «عدالت به مثابه انصاف» پرداخت.
جان در سال ۱۹۲۱ در یک خانوادهی مرفه و پر جمعیت در بالتیمور به دنیا آمد. دو برادرش در کودکی بر اثر بیماری دیفتری که از او گرفته بودند، فوت کردند. گفته میشود به موجب ضربهی روحی ناشی از این اتفاق، دچار لکنت زبان شد و این مشکل همیشه او را آزار میداد. وی در دانشگاه پرینستون تحصیل کرد. در آنجا شيفتهي الهیات شد و حتی به کشیش شدن فکر کرد. بعد از فارغالتحصیلی، به ارتش آمریکا پیوست و برای جنگ به گینهی نو و فیلیپین اعزام شد. در آن دوران، وحشت نبرد در خط مقدم را تجربه کرد. با وجود دریافت مدال شجاعت، از انضباط نظامی بیزار بود و به دلیل امتناع از توبیخ یک سرباز، تنزل درجه پیدا کرد.
در سال ۱۹۴۶ ارتش را برای همیشه ترک کرد و به پرینستون بازگشت تا دکترای خود را در فلسفه بگیرد. سال ۱۹۴۹ ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد. او در دانشگاههای آکسفورد، هاروارد، کورنل و همچنين مؤسسهي فناوري ماساچوست تدريس كرد. از آثار مهمش ميتوان به «آزادخواهي سياسي» (1993) و «قانون مردم» (۱۹۹۹) اشاره کرد. با این حال، کتابی که اعتبار دانشگاهی او را تثبیت کرد، کتاب «نظریهی عدالت» (۱۹۷۱) بود.
عدالت به مثابه انصاف
رالز معتقد است در هر جامعهای که بخواهد کارکرد خوبی داشته باشد، عدالت امری اساسی است. او میگوید: باید به «عدالت به مثابه انصاف» نگاه شود. وی در شرح نظریهاش، از سنت فلسفی ژان ژاک روسو یعنی نظریهی قرارداد اجتماعی الهام میگیرد. این نظریه میگوید تمام جوامع بر پایهی یک توافق دربارهی وظیفه و تعهد بنا شدهاند. اگر ما دیدگاه روشنی در این باره که «این قرارداد چیست یا چه باید باشد» داشته باشیم، میتوانیم نهادهای عادلانهتری برای خود تشکیل دهيم.
وضع نخستین
رالز یک آزمایش موسوم به «وضع نخستین» دارد که آن را با طرح این سؤال فرمولبندی میکند: «اگر ما بتوانیم اصولی را که جامعه بر آن استوار است انتخاب کنیم، اما ندانیم که در آنجامعه چه جایگاهی خواهیم داشت (یعنی نژاد، جنس، گرایش جنسی، وضع سلامت، تواناییها و سایر خصوصیات خود را ندانیم)، روی چه نوعی از قرارداد اجتماعی به توافق خواهیم رسید؟»
رالز در کتاب «نظریهی عدالت» میگوید در این شرایط دو چیز است که همهی مردم با آن توافق خواهند داشت: «آزادیهای اساسی برابر» و «برابری منصفانهی فرصتها». یعنی در یک جامعه هر شهروند باید از حق یکسانی برای آزادی برخوردار باشد؛ البته تا زمانی که این آزادی به آزادی دیگران خدشه وارد نکند. ما همچنین توافق میکنیم که این جامعه به گونهای سازماندهي شود که بیشترین مزایا به کسانی که از کمترین مزیت برخوردار هستند، تعلق گیرد و به این صورت از برابری فرصتها اطمینان حاصل شود.
پس از انتشار شاهکارش «نظریهی عدالت»، به خاطر کارهایش در زمینهی فلسفهی سیاسی در سطح جهان مورد ستایش قرار گرفت و آثارش بر نسلهای بعدی دانشجویان و متفکران تأثیر زیادی گذاشت. رالز در ۸۲ سالگی بر اثر نارسایی قلبی در خانهی خود واقع در لگزینگتون درگذشت.
دیدگاه خود را بنویسید