
خوسه ارتگا اي گاست
1955- 1883 ¡ اسپانيايي
خوسه اُرتگا اي گاسِت برجستهترين متفكر آزاديخواه قرن بيستم اسپانيا و مدافع نخبهگرايي و فردگراييِ خلاق بود. او رشد فرهنگِ توده و عوامفريبي سياسي را كه منجر به ديكتاتوري ميشود، محكوم ميكرد.
سال ۱۸۸۳ در مادرید متولد شد. خانوادهاش از اعضای ثروتمند جامعهی نخبگان شهری و ناشران یک روزنامهی مهم آزادیخواه بودند. او به گونهای بزرگ شد که جامعه و فرهنگ اسپانیا در نظرش به طرز وحشتناکی عقبمانده میآمد. به همین دلیل پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه مادرید در سال ۱۹۰۴، اسپانیا را به قصد تحصیل در آلمان ترک کرد. خودش بعدها در این مورد نوشت: «از عوامزدگی موجود در کشورم فرار کردم». او با تحصیل در دانشگاههای لایپزیگ، برلین و ماربورگ، سنت فلسفهی آلمانی را جذب کرد و خصوصاً فردریش نیچه و ادموند هوسرل تأثیر عمدهای بر او گذاشتند.
ارتگا با هدف احیای فرهنگی اسپانیا از طریق مواجهه با اندیشههای مترقی اروپایی، به میهن بازگشت. در سن ۲۷ سالگی کرسی متافیزیک دانشگاه مادرید را به دست آورد. او در بنیانگذاری روزنامهی «ال سُل» (خورشید) در سال ۱۹۱۷ مشارکت داشت و بعدها نیز مجلهی روشنفکری معتبر «رِویستا دِ اوکسیدنِته» (مجلهی غربی) را در سال ۱۹۲۳ تأسیس کرد.
آرمانهای اروپایی
اولین کتاب مهمش با نام «تأملاتی در باب دن کیشوت» در سال ۱۹۱۴ منتشر شد. این کتاب مجموعهای از تأملات گسترده در حوزهی فلسفه و هنرها و حاوی معروفترین عبارت فلسفی او نیز بود که میگفت: «من خودم و شرایطم هستم». این عبارت، رویکرد ذهنی و نسبی او را به زندگی و فرهنگ نشان میدهد که بر اساس آن، هر فرد خلاق در شرایط تاریخی خاص خودش ریشه دوانده و در نتیجه، برداشتی منحصر به فرد را از واقعیت ارایه میدهد.
آثار او در دههی ۱۹۲۰ شامل «اسپانیای متزلزل» (۱۹۲۱) و «طغیان تودهها» (۱۹۲۹) بر سیاست و جامعه تمرکز داشتند و شهرتی بینالمللی را برایش به همراه آوردند. «طغیان تودهها» به طور کلی تأملی دربارهی ظهور فاشیسم و کمونیسم بود. او در این کتاب گفت که قدرت دادن به عوام، نخبگان تحصیلکرده را که از تمدن آزادیخواهانهی اروپایی پاسداری ميكنند، تضعیف ميكند. حکومت تودهها توان حفظ اصول پیچیدهای را که به چنین تمدنی اجازهی شکوفایی میدهند، ندارد و این امر به زوال فرهنگی و ظهور دیکتاتوریهای عوامفریب منجر میشود.
در سال ۱۹۲۳، اسپانیا با وجود آن که رسماً یک نظام پادشاهی بود، تحت حکمرانی یک دیکتاتور نظامی به نام میگوئل پریمو دِ ریورا قرار گرفت. مجلهی ارتگا «رِويستا د اوکسیدِنته» شدیداً به نقد پریمود ریورا میپرداخت. در سال ۱۹۲۹ ارتگا در اعتراض به تخطی از آزادی دانشگاه از سمت استادی استعفا داد. او به عنوان شخصیتی پیشتاز در مقاومت روشنفکری، نقشی قابل توجه در سقوط دیکتاتوری و ایجاد جمهوری دوم اسپانیا در سال ۱۹۳۱ داشت. او به نمایندگی مجلس مؤسسان جمهوری انتخاب شد، اما زمانی که افراطیگری رو به فزونی گذاشت، نسبت به سیاست سرخورده شد. با آغاز جنگ داخلی اسپانیا در سال 1936، به همراه خانوادهاش برای زندگی در تبعید به آرژانتین و پرتغال رفت. ارتگا مخالف دیکتاتوری فرانکو بود که در نتیجهی جنگ داخلی ایجاد شده بود و تا سال ۱۹۴۸ در خارج از اسپانیا زندگی کرد. در این سال برای تأسیس مؤسسهی علوم انسانی به مادرید بازگشت تا به مبارزهاش برای ایجاد اسپانیایی آزاد ادامه دهد. او در سن ۷۲ سالگی در مادرید درگذشت.
دیدگاه خود را بنویسید