
ريچارد رورتي
2007- 1931 ¡ آمريكايي
ريچارد رورتي فيلسوفي برآمده از سنت پراگماتيسم (عملگرايي) آمريكايي بود. او با اين ادعا كه «دانش و زبان ميتوانند دنيا را حقيقتاً و صرفاً به همان شكلي كه هست بازتاب دهند»، به شدت مخالفت ميكرد.
سال ۱۹۳۱ در نیویورک متولد شد. والدینش از فعالان اجتماعی بودند. او در یک محیط مترقی و چپگرای غرق در سنتهای پراگماتیسم آمریکایی (که معتقد بودند معیار شایستگی یک ایده، میزان سودمندی آن است)، پرورش یافت. ریچارد کودکی عجیب بود و دلبستگیهای غیر معمولی از جمله به گلهای ارکیده و به لئون تروتسکی داشت. او بعدها گفت از سن دوازده سالگی میدانسته «هدف وجود انسان آن است که زندگی خود را صرف مبارزه با بیعدالتی اجتماعی کند». البته راهی که برای انجام این مهم انتخاب کرد، نه مسیر فعالیتهای اجتماعی والدینش، بلکه مسیر فلسفه بود.
رورتی تحصیلاتش را در دانشگاههای شیکاگو و يِيل به انجام رساند و در سال ۱۹۵۶ با مدرک دکترا فارغالتحصیل شد. او پس از دو سال خدمت در ارتش، به تدریس در کالج ولزلی پرداخت. در سال ۱۹۶۱ برای تدریس به دانشگاه پرینستون رفت و دو دههی بعدی زندگی خود را در آنجا سپری کرد. رورتی هرگز در دپارتمانهای فلسفه احساس راحتی نمیکرد. بنابراین در سال ۱۹۹۷ به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا به عنوان استاد ادبیات تطبیقی مشغول به کار شد. او در سال ۲۰۰۷ بر اثر سرطان لوزالمعده درگذشت.
آینهی طبیعت
رورتی ابتدا تنها در چارچوب سنت فلسفهی تحلیلی کار میکرد اما با انتشار اولین کتابش تحت عنوان «فلسفه و آینهی طبیعت» (۱۹۷۹) از این سنت کاملاً رو برگرداند و از ایدهی فلسفه به مثابه ابزاری برای روشن کردن حقایق عینی انتقاد کرد. انتشار این کتاب بلافاصله با موفقیت روبرو شد و او را به شهرت رساند اما جنجالهای فراوانی را نیز به همراه آورد. رورتی در این کتاب میگوید این ایده که دانش میتواند طبیعت را عیناً بازتاب دهد، اساساً اشتباه است. او به جای آنکه دانش را راهی برای بازنمایی جهان بداند، این ایده را طرح میکند که نقش دانش، کمک به افراد برای سازگاری با جهان است؛ یعنی دانش برای آن ایجاد شده که افراد را قادر سازد با محیط پیرامونشان کنار بیایند. بنا به عقیدهی او، ما نباید این سؤال را مطرح کنیم که «آیا این ادعا درست است؟» بلکه باید بپرسیم «این ادعا چه کاری میتواند برای ما انجام دهد؟» این رویکرد، رورتی را در سنت پراگماتیسم (مرتبط با فیلسوفانی مانند جان دیویی) قرار میدهد.
مفهوم آیرونیسم
انکار ایدهی «دانش بازتابدهندهي طبیعت است» توسط رورتی، پیامدهای بسیار گستردهای دارد. اگر زبان و دانش بازتابدهندهی جهان نیستند و صرفاً تلاشهای یک جامعهی خاص برای مقابله با مشکلاتی هستند که زندگی بر سر راه اعضای آن جامعه قرار داده، آنگاه هیچ مبنای مطلقی برای تصمیمگیری بین ادعاهای معرفتی مختلف نمیتواند وجود داشته باشد. مردم میتوانند مواضع خود را حفظ کنند اما باید این کار را با مقداری «آیرونی» انجام دهند و بدانند که آنها جهان را نه از منظر فردی آگاه، بلکه از درون یک موقعیت تاریخی خاص میبینند. برای کسانی که در موقعیت دیگری هستند، جهان میتواند بسیار متفاوت به نظر برسد. رورتی از این رویکرد با عنوان «آیرونیسم» یاد ميكرد.
دیدگاه خود را بنویسید