معرفی فلاسفه ناگارجونا

بوک شهر

1403/1/15

24 بازدید

7747

ناگارجونا

حدود 150 تا حدود 250 ميلادي ¡ هندي

ناگارجونا يكي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين فيلسوفان آيين بودايي است. او بنيان‌گذار مكتب مادياماكا يا «راه ميانه» محسوب مي‌شود كه در نتيجه‌ي تفسير آثار وي ايجاد شده است.

وقتی فیلسوفی زندگی‌اش را وقف کندوکاو در ايده‌اي بودایی سوناتا (تُهي‌بودگی یا بی‌خودی) کرده باشد، طبیعتاً اطلاعات چندانی هم در مورد زندگی‌اش در دست نیست. تنها می‌دانیم که ناگارجونا در قرن‌های دوم تا سوم میلادی در جنوب هند زندگی می‌کرده و راهبی بودایی و نویسنده‌ای پرکار بوده است. وی مجموعه‌ی وسیعی از آثار برجای گذاشته که مشهورترین‌شان مولامادیاماکاکاریکا یا «آیات بنیادی در باب راه میانه» است. این کتاب حاوی کامل‌ترین و موجزترین کاوش در فلسفه‌ی تهی‌بودگی ناگارجونا است؛ اندیشه‌ای مبنی بر این که همه‌ی چیزها فاقد (یا «تُهی» از) وجودِ ذاتی هستند. به عبارت دیگر، چیزها ذاتاً و به خودی خود مستقل از چیزهای دیگر، وجود ندارند.

راه میانه

ناگارجونا پند بودا برای یافتن «راهی میانه» مابین افراط و تفریط را محور کار خود قرار داد. این اندیشه‌ی بودا در طول زمان به شیوه‌های گوناگونی تفسیر شده است؛ از «لزوم اعتدال در رفتارهای روزمره»، تا «پذیرفتن معنویت‌گرایی و مادی‌گرایی به یک اندازه» و «آشتی دادن ثنویتی که بر اغلب تفکرات ما سایه می‌افکند».

ناگارجونا با کشاندن مطالبه‌ی بودا به قلمروی فلسفه، به بحث در این مورد پرداخت که ما در رابطه با مسأله‌ی «وجود» می‌توانیم دو موضع اتخاذ کنیم. در یک سو، چنان که او خاطرنشان می‌کند، چیزها وجود ذاتی دارند و به خودی خود مستقل از چیزهای دیگر، موجود هستند. با این حال، در این سناریو ارایه‌ی توضیحی برای «تغییر» دشوار است: چگونه یک چیز می‌تواند دگرگون شود یا بر دیگر چیزها تأثیر بگذارد؟ ناگارجونا به بررسی منتها درجه‌ی سوی دیگر نیز پرداخت: این که اصلاً چیزی وجود ندارد. اما این نیز رضایت‌بخش نیست، زیرا واضح است که «چیزهایی» اتفاق می‌افتد. وقتی از پنجره به بیرون نگاه می‌کنیم، درختان و پرندگان را می‌بینیم. بنابراین حداقل باید نوعی دریافت و ادراک وجود داشته باشد که در آن ما و پرندگان و درختان وجود داریم. ناگارجونا ادعا کرد که راه میانه‌ای میان این دو موضع افراطی پیدا کرده است.

دو حقیقت

ناگارجونا راه‌حل را در آموزه‌ی «دو حقیقت» خود یافت. او استدلال کرد که «چیزها» تهی از وجود ذاتی یا جوهره‌ی شخصی هستند- این «حقیقت غایی» است. اما این بدان معنا نیست که آنها اصلاً وجود ندارند. چیزهایی مانند درختان، پرندگان و آدم‌ها از این حیث که به وضوح در معرض دید ما هستند، وجود دارند- این «حقیقت متعارف» است. بنابراین چیزها وجود دارند، اما وجود آنها تا حدی به چیزهای دیگر (از جمله ادراک ما از آنها) وابسته است. ناگارجونا ادعا نکرد که ماهیت چیزها تهی‌بودگی است، بلکه ادعای ظریف‌تری را مطرح کرد: همه چیز (از جمله تهی‌بودگی) تهی از وجودِ ذاتی است. فلسفه‌ی او بر این دیدگاه دوتایی یعنی (دیدن همزمان حقایق متعارف و غایی) تأکید می‌کند. لیکن، برای سازگاری نظام فلسفی‌اش، می‌گوید که حتی «تمایز و فاصله‌ی میان این دو حقیقت» هم تهی است.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید